به دولت تدبیر و امید

تب‌های اولیه

به دولت تدبیر و امید

سه شنبه, Azar 21, 1396 - 08:34 لینک کوتاه اشتراک گذاری با تلگرام پرینت

دولتی که تا به امروز تدبیر و امید آن تنها همچون سردر رستوران های بین شهری لامپش سوخته و نوشتهً آن تاریک است، همچون دریاچه ها و تالاب های بینظیرش. همچون کم سویی چشمان نسل قدیمش که همواره میگویند بِسْمِ اللّهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاُمورِ.

به گزارش دیوان اقتصاد به نقل از تریبون، میدانم در زمان انتخاب نام دولت خود به دنبال ارائه جوانگرایی و مدرنگرایی بودید که باید گفت تا چندی پیش، قدم هایتان فرم جوانگرایی و مدرنگرایی را در خود بهمراه داشت.
سخنانتان با جوهر تدبیر و امید نوشته شده بود، که دلیل حضور جوانان و مردم در حمایت از شما سند آن است. با این آگاهی که در چهار سال اول درگیر مذاکرات بین المللی بوده اید و زمان برای رسیدگی به شرایط اسفناک اجتماع و اقتصاد باقی نبوده است. در سخنان انتخاباتی خود آنجا که لازم بود به رقبا تاختید، به فعالان اقتصادی نیروهای مسلح حمله کردید با این آگاهی که آری مردم حامی شما هستند، میدانید دلیل این آگاهی شما چه بوده است ؟ زیرا تنها در زمان انتخابات است که این حامیان کلید باز شدن زبانشان به دستشان میرسد. در مابقی فصول درگیر بررسی شرایط اقتصادی و سیاسی داخل و اوضاع بحرین، دیوار سفارت عربستان سعودی، حفظ جان بشار اسد و آرامش خاطر برادران تازه کشف شده شان حوثی ها هستند. البته با اجازه دولتمردان روس و چین و شاید دولت همیشه ناشکر ترکیه که از برکت نابسامانی مااست که به سامان رسیده است. ای کاش تلاش شبانه روزی واقعی دولت شما همراه با نتیجه برای امید به زندگی، آسایش خاطر، وجود عشق و محبت در جامعه، راستگویی و بخشش صورت میگرفت و نه فقر و بی هویتی، پوچی و تنفس مصنوعی، مرگ و تاریکی.
آیا نتیجه تاریخ هفت هزار ساله ایران باید کودکان کار باشد؟ بی خانمانی زلزله زدگان کرمانشاه و بم باشد؟ فقر سیستان و عقب ماندگی شهرهای جنگ زده مان باشد.
آیا میدانید که در صحبت های اعضای دولت شما به غیر از وعده و جملات بسته به آینده و پاک کردن صورت مساله چیز دیگری شنیده نمیشود، آقای معاونی میگفت بررسی کردیم برای جلوگیری از حوادث باید از سرعت های فعلی جاده ای ده کیلومتر در ساعت بکاهیم !
خسته نباشید، خدا قوت
نیازی به کاستن سرعت نیست، زیرا ایرانیان خوب آموخته اند که از طریق جاده ها افزایش جمعیت را کنترل کنند و خود پدال پایان حضورشان در این جامعه پربار از علم و فرهنگ را بفشارند. آیا میدانید که سالانه نزدیک به پنج هزار و هفتصد انسان در جاده ها میمیرند ؟ باور کنید که آمریکا و یا "دشمن" چنین گزینه ای همچون جاده ها و خودرو ایرانی روی میز ندارد که اینچنین موفق باشد.
خبر آمد که دولت شما تدبیری اندیشده است تازه، در راستای افزایش درآمد برای سال یکهزارو سیصد و نود و هفت در حدود دو هزار میلیارد تومان !
اما چگونه ؟ مگر میشود بدین راحتی و با تکیه بر صندلی و بکار گیری چنین مدیران بیخرد و از کار افتاده ای که در سمت های قبلی آنان هیچ اثری از رونق، نوآوری، ایجاد رفاه و آسایش و امنیت و ناآگاه به علم روز در حدود دو هزار میلیارد تومان درآمدزایی کرد ! آن هم در ساختمانهای دولتی که اهالی ایرانی، قدرت درک ساکنین آن را ندارند !
بررسی شده است که سهم یکی از سازمان های شما سازمان میراث فرهنگی که طی سی چند سال اخیر هیچ اثر قابل ارائه ای از آن دیده نشده است یکصدو شصت میلیارد تومان است. "تنها عقب ماندگی کشورمان از کشورهای همسایه در صنعت توریسم، عدم گسترش و مدرنیزه شدن صنایع دستی و فرهنگ سازی مناسب آن دالی است بر ناکارآمدی آن."
لایحه بودجه سال نود و هفت در حالی رونمایی شد که در آن افزایش تعرفه خروج از کشور ذکر شده است. تعرفه ای که هیچگونه تعریف عقلانی برای سه برابر شدن آن یافت نمیشود.
آیا میخواهید خدمات فرودگاهی خود را به مسافران ایرانی و غیر ایرانی افزایش دهید ؟ بفرمایید کدام دسته از خدمات را، پارکینگ کوچک و غیر استاندارد فرودگاه را ، سرویس بهداشتی غیر استاندارد، رستوران های بی کیفیت، عدم تناسب زمان چکینگ و بازرسی با استانداردهای سایر فرودگاه های بین المللی و یا عدم نوسازی حد فاصل فرودگاه بین المللی تا جنوب شهر تهران را که برای مسافران تازه به ایران رسیده نوید زیبایی از پیشرفت و آبادی ندارد.
آیا میخواهید فضای نامطلوب، کوچک، پر ازدهام فرودگاه را افزایش دهید ؟ آیا میخواهید بنای فرسوده را ترمیم کنید که اصطلاح بین المللی را به دوش میکشد.
دقیقا چه میخواهید انجام دهید، چه برنامه ریزی کرده اید که برای آن نیاز به افزایش سه برابری دارید؟ آیا کارشناسان تحصیل کرده و خبره و متخصص این امر طرح های شما را دیده اند؟ آیا فکر نمیکنید که سالانه نه میلیون مسافر حق شنیدن دلایل شما را بابت افزایش تعرفه دارا میباشند؟ آیا کنار آمدن با نرخ متورم دلار و یورو برایشان کافی نیست؟ که این خود شاهکاری است در علم اقتصاد و مدیریت بحران در سال اقتصاد و تولید ملی.
آیا تمایل داشتید در شلوغی مجلس و سفر وزیر امورخارجه بریتانی ا و حواشی دولت ترامپ این افزایش تعرفه بی سر و صدا انجام پذیرد ؟
آیا استانداردهای جهانی در دریافت تعرفه رعایت شده است آیا فرودگاه بین المللی ما از سایر فرودگاه های بین المللی دنیا هزینه های جاری اش بیشتر است؟ یا مقصود استفاده دو هزار میلیارد در جایی دیگر است؟
آری، دست بردن در جیب ملت آسان است ولی بی ارزش کردن پول ملی تا این حد کار آسانی نبود که شما توانستید.
باوری است ناخوشایند، که گاهی داشتن مدیران نا اهل و فرسوده چنین مزیت هایی برای کسب درآمد بهمراه دارد.

حسین مقیدی،کارشناس اقتصادی