بررسی "عوامل بنیادین" موثر بر قیمت ارز در ایران

بررسی "عوامل بنیادین" موثر بر قیمت ارز در ایران

چهارشنبه, دی ماه 22, 1395 - 08:20 لینک کوتاه اشتراک گذاری با تلگرام پرینت

میثم رادپور، استاد دانشگاه و کارشناس ارز در پاسخ به این پرسش که قیمت دلار در برابر ریال تا کجا بالا می رود، چرا؛ گفت: نوسانات کوتاه مدت قیمت دلار را نمی توان حدس زد؛ ولی آنچه که واضح است، این است که قیمت دلار بعد از این همه مدت به خاطر عوامل بنیادی بلندمدت اقتصادی زیر قیمت است.

به گزارش دیوان اقتصاد به نقل از اخبار پولی مالی، رادپور در تشریح عوامل بنیادی اقتصادی تاثیرگذار بر قیمت دلار اظهار داشت: در طول 3 تا 4 سال گذشته ما با یک تورم انباشته ای در اقتصاد کشور خود مواجه بوده ایم؛ که با وجود گران شدن بقیه کالاها و خدمات مصرفی، تاثیر تورم در قیمت دلار منعکس نشد.
وی ادامه داد: همچنین درآمدهای نفتی ما به دلیل کاهش قیمت، تقریبا نصف شده و مسئله دیگر هم بدهکار بودن دولت است، در حال حاضر بدهکارترین دولت بعد از انقلاب، دولت یازدهم است. و غیر از این موارد هم، با یک مسئله بسیار جدی روبرو هستیم و آن هم مربوط به نظام بانکداری است.
رادپور گفت: متاسفانه با وجود جدی بودن معضل نظام بانکی در کشور ما، یا به آن بها نمی دهند و یا یک نوع سیاست بی اعتنایی در رابطه با این موضوع در پیش گرفته شده است. نظام بانکداری قسمت عمده نظام مالی کشور را تشکیل می دهد و اساسا بخش عمده تامین مالی از طریق شبکه بانکی انجام می شود. معضل نظام بانکداری نخ نما شده است و همه می دانند که تمامی بانک های ما بر روی کاغذ ورشکسته هستند.
وی تصریح کرد: بانک ها برای تامین نقدینگی طلبکاران خود، با مشکلات جدی مواجه اند. هر روز بانک های ایرانی برای تامین منابع مالی به بانک مرکزی مراجعه می کنند و اگر الان آن ها را به حال خود رها کنید، نمی توانند به مدت هرچند کوتاهی بر روی پای خود بایستند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه مشکل نظام بانکی تهدیدی برای اقتصاد کشور تلقی می شود؛ در این باره به اخبار پولی مالی گفت: معلوم نیست با چه بهایی و با چه هزینه ای می توانیم از بحران نظام بانکی خارج شویم. آنچه که روشن است، این است که سایه این بحران تا زمان پرداخت هزینه های گزاف بر روی اقتصاد کشور باقی خواهد ماند. معضل نظام بانکی هم یک عامل جدی در بالا رفتن قیمت دلار است؛ یعنی اگر نظام بانکی یک کشور، مسئله دار باشد، بسیار واضح است که ارزش پول آن نسبت به بقیه ارزها تضعیف شود.
رادپور همچنین تقویت شاخص قیمت دلار در بازارهای جهانی را هم یکی دیگر از عوامل بنیادی مطرح کرد و در این باره افزود: برای مثال یورو، دلار کانادا و استرالیا و یا ین ژاپن نسبت به دلار تضعیف شده اند.
وی با اشاره به نظریه برابری قدرت خرید و یا برابری نرخ بهره اظهار داشت: این نظریه به ما می گوید که قیمت ارز یک کشور باید با اختلاف نرخ تورم و یا نرخ بهره آن کشور و کشورهای خارجی تعدیل شود؛ درغیر این صورت یک نوع قیمت گذاری نادرست اتفاق افتاده است.
رادپور ادامه داد: وقتی سال های متمادی نرخ ارز ثابت باقی می ماند؛ به این معناست که جنس های خارجی ارزان تر وارد شده اند؛ درحالی که معادل آن جنس در کشور گران شده و این به معنای به صرفه شدن واردات است. یعنی هر روزی که می گذرد و نرخ ارز ثابت اعلام می شود، سود واردکننده بیشتر شده و از آن طرف هم زیان صادر کننده افزایش می یابد.
به گفته وی؛ زمانی که واردات به صرفه شود؛ تقاضا برای ارز افزایش پیدا می کند، بنابراین قیمت ارز بالا می رود.
رادپور متذکر شد: به هر حال قیمت دلار به دلیل این عوامل بلندمدت زیر قیمت بوده و می توان گفت جابجایی صورت گرفته هنوز ناچیز است و دلار فعلا به قیمت واقعی و مناسب خود نرسیده است.
وی با اشاره به انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا گفت: این عامل مانند دیگر عوامل در قضیه افزایش نرخ دلار اثرگذار نبوده؛ ولی شاید محرکی برای بازار آماده جابجایی بوده است.
رادپور با بیان اینکه همانطور که برای نظام بانکی راهکار بدون هزینه ای نداریم؛ برای بازار ارز هم نخواهیم داشت؛ گفت: من به این موضوع اعتقاد ندارم که افزایش تورم ما به دلیل بالا رفتن قیمت ارز است. دوره هایی را در دولت گذشته سراغ داریم که ارز ثابت بوده؛ اما تورم های جدی وجود داشته است.
وی متذکر شد: دولت های ما این انگیزه را دارند که از اهرم دلار برای پایین تر نگه داشتن تورم از تورم واقعی که باید توسط اقتصاد ایجاد می شد استفاده کنند؛ یعنی خود دلار هیچگاه باعث افزایش تورم نمی شود.
این کارشناس ارز با اشاره به رعایت نکردن قانونی که براساس آن قرار بود نرخ دلار با قیمت تورم تعدیل شود؛ در این باره افزود: این قانون در مجلس تصویب شد؛ اما متاسفانه اجرا نمی شود. اگر این اتفاق بیفتد، ما دیگر شاهد زیر قیمت بودن دلار نخواهیم بود.
رادپور با تاکید بر اینکه نباید اجازه داد که مسائل بحرانی شوند و بعد به فکر راهکار افتاد؛ گفت: اگر رئیس جمهور هر سال متناسب با نرخ تورم بر قیمت دلار اضافه می کرد؛ الان این همه تنش هم شاهد نبودیم. ضمن اینکه ثابت نگه داشتن نرخ دلار، رسما به اقتصاد آسیب وارد می کند؛ یعنی بهره وری اقتصاد، مادامی که قیمت ها واقعی ترند، بیشتر از زمانی است که قیمت ها به طور مصنوعی اعلام می شوند؛ چراکه قیمت های مصنوعی، نادرست و غیر اقتصادی به سود عده ای معدود و به ضرر بقیه تمام می شود.
به گفته وی؛ نه تنها این دولت بلکه تمام دولت ها باید با مردم روراست باشند و این طرز تفکر پوپولیستی که افزایش قیمت دلار نشانه بدی است از ذهن مردم خارج کنند، همچنان که این امر در چین و بسیاری از کشورهای دیگر هم اجرایی شده است. درواقع جنگ ارزی به وجود آمده در دنیا به دلیل کاهش ارزش پول ملی بوده است.
رادپور با ذکر مثالی در این باره اظهار داشت: کشور ژاپن 80 تریلیون ین هر سال با هدف کاهش ارزش پول ملی به اقتصاد تزریق می کند. بنابراین در حالی که در دنیا جنگ بر سر کاهش ارزش پول ملی برای تحقق شکوفایی اقتصاد، اشتغال و صادرات در گرفته است؛ ما دقیقا عکس این موضوع رفتار می کنیم. جنگ آمریکا و چین در عرصه تجارت بین الملل هم حول همین محور است؛ آمریکا از چین می خواهد که ارزش پول ملی خود را بالا ببرد؛ به عبارتی کشور چین کاملا عکس دولت ما عمل می کند.
این استاد دانشگاه همچنین در پاسخ به پرسش دیگر اخبار پولی مالی مبنی بر اینکه چرا قدرت برابری ریال ایران در برابر ارزهای خارجی حتی کشورهایی چون عراق، افغانستان و یا سوریه پایین تر است؛ گفت: آیا خرید و فروش یک دلار آمریکا به مبلغ 112 ین ژاپن، به معنای ضعیف بودن اقتصاد ژاپن است؟ مطلق نرخ ارز چیز زیادی برای گفتن ندارد.
رادپور عنوان کرد: به هر حال یکی از دلایل این موضوع به بالا بودن نرخ تورم برمی گردد. باید توجه داشته باشیم که رشدهای جدی اقتصادی تولید نمی شود، مگر در محیط اقتصادی با تورم پایین.
وی با بیان اینکه تورم بالا، نشانگر عدم فعالیت های اقتصادی در یک کشور است؛ در این باره افزود: متاسفانه تورم کشور ما از عراق و یا افغانستان بیشتر است. لازم است به سمت ثبات در محیط روانی کسب وکار و اجرای سیاست های معقول پیش برویم.
رادپور با تاکید بر اینکه اقتصاد ما بر پایه قیمت های منصفانه تر بیشتر رشد خواهد کرد؛ به اخبار پولی مالی گفت: راهی که به سبب آن می توان به زیر قیمت بودن دلار پی برد؛ این است که تقریبا مانند جنس های دیگر به آن نگاه کنیم.
به گفته این کارشناس ارز؛ دولت ها به خاطر منافع کوتاه مدت و برای اینکه در دوره تصدی خود بتوانند رقم خوبی از تورم به جا بگذارند؛ حاضرند به ضرر اقتصاد ملی، از سیاست پوپولیستی استفاده کنند. درواقع ما باید 15 درصد تورم می داشتیم؛ نرخ ارز را پایین نگه داشتند، نرخ تورم به 10 درصد رسید. بعد زمانی که نرخ ارز جهش پیدا می کند، گفته می شود این جهش، تورم زا است؛ درصورتی که ما این تورم را قبلا باید می پرداختیم.
رادپور در پایان گفت: ما از وضعیت فعلی راه گریزی نداریم، مگر اینکه یکی از این حالت ها اتفاق بیفتد؛ یا باید شاهد ورشکستی تعدادی از بانک ها باشیم و یا باید تورمی از جنس تورم دوره احمدی نژاد را تحمل کنیم.