وقتی درباره تأمین مالی کشاورزی صحبت میکنیم، معمولاً ذهنها به سمت مزرعه و هزینههای تولید میرود. خرید نهاده، تأمین سرمایه در گردش، ماشینآلات و هزینههای مربوط به تولید محصول، بخش قابلتوجهی از نیاز مالی این بخش را تشکیل میدهد. اما مسیر یک محصول کشاورزی با برداشت از مزرعه تمام نمیشود. اتفاقاً بخش مهمی از ارزش اقتصادی محصول در فاصله میان برداشت تا رسیدن به بازار شکل میگیرد.
پشت عدد ۵۰۶ هزار میلیارد ریالی بانک کشاورزی چه میگذرد؟
پشت عدد ۵۰۶ هزار میلیارد ریالی بانک کشاورزی چه میگذرد؟

به گزارش دیوان اقتصاد، بررسی آمار تسهیلات پرداختی بانک کشاورزی در سال ۱۴۰۴ یک نکته قابل توجه را در همین نقطه نشان میدهد. از مجموع ۲۹۱۰ هزار میلیارد ریال تسهیلاتی که این بانک به زیربخشهای کشاورزی و حوزه امنیت غذایی پرداخت کرده، ۵۰۶ هزار میلیارد ریال به صنایع تبدیلی و خدمات کشاورزی اختصاص یافته است. این رقم در قالب ۱۹ هزار و ۱۹۱ فقره تسهیلات پرداخت شده و حدود ۲۳.۸۴ درصد از کل تسهیلات حوزه امنیت غذایی بانک کشاورزی را تشکیل میدهد.
اما اهمیت این عدد فقط در بزرگی رقم تسهیلات نیست. سؤال مهمتر این است که چرا نزدیک به یکچهارم منابع تسهیلاتی حوزه امنیت غذایی به بخشی اختصاص پیدا کرده که در مرحله بعد از تولید اولیه فعالیت میکند؟
محصول کشاورزی بعد از برداشت چه میشود؟
برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید بدانیم صنایع تبدیلی کشاورزی دقیقاً چه هستند.
بخشی از محصولات کشاورزی به همان شکل اولیه وارد بازار میشوند، اما بسیاری از محصولات برای رسیدن به مصرفکننده به فرآوری یا آمادهسازی نیاز دارند. تبدیل گندم به آرد، شیر به فرآوردههای لبنی، گوجهفرنگی به رب، میوه به کنسانتره یا محصولات خشکشده و فرآوری محصولات دامی، نمونههایی از فعالیت صنایع تبدیلی هستند.
در کنار این واحدها، خدماتی مانند نگهداری و ذخیرهسازی محصولات، سردخانه، بستهبندی و برخی خدمات پشتیبان تولید نیز در ادامه زنجیره قرار میگیرند.
بنابراین صنایع تبدیلی در واقع حلقهای میان «محصول خام» و «بازار» هستند. محصول در مزرعه تولید میشود اما برای اینکه بتواند مدت بیشتری نگهداری شود، ارزش افزوده بیشتری پیدا کند و با شکل مناسبتری به بازار برسد، به این حلقهها نیاز دارد.
چرا این حلقه برای اقتصاد کشاورزی مهم است؟
اهمیت صنایع تبدیلی فقط به فرآوری محصول محدود نمیشود. یکی از مسائل مهم اقتصاد کشاورزی، فاصله میان تولید و بازار است. محصولی که امکان نگهداری ندارد یا زیرساخت کافی برای فرآوری آن وجود ندارد، ممکن است در زمان کوتاهی ارزش خود را از دست بدهد.
در چنین شرایطی، افزایش تولید به تنهایی نمیتواند تمام ظرفیت اقتصادی بخش کشاورزی را فعال کند. تولید باید به فرآوری، نگهداری، بستهبندی و عرضه متصل شود تا ارزش ایجادشده در مزرعه در مراحل بعدی زنجیره نیز حفظ و تقویت شود.
برای مثال، تولید یک محصول کشاورزی زمانی اثر اقتصادی بیشتری پیدا میکند که امکان تبدیل آن به محصول فرآوریشده، نگهداری در شرایط مناسب و عرضه در زمان و بازار مناسب وجود داشته باشد. به همین دلیل، سرمایهگذاری و تأمین مالی در بخشهای پس از تولید میتواند به اندازه تأمین مالی مرحله تولید اولیه اهمیت داشته باشد.
سهم ۲۴ درصدی چه چیزی را نشان میدهد؟
حالا میتوان به عدد ۵۰۶ هزار میلیارد ریال با نگاه دیگری نگاه کرد.
بانک کشاورزی در سال ۱۴۰۴ مجموعاً ۲۹۱۰ هزار میلیارد ریال تسهیلات به زیربخشهای کشاورزی و امنیت غذایی پرداخت کرده است. این رقم حدود ۸۲ درصد کل تسهیلات پرداختی بانک در سال گذشته را تشکیل میدهد. در میان این منابع، ۵۰۶ هزار میلیارد ریال به صنایع تبدیلی و خدمات کشاورزی اختصاص یافته است.
یعنی از منابعی که بانک برای حوزه امنیت غذایی در نظر گرفته، تقریباً یکچهارم به حلقههایی رسیده که وظیفه آنها کمک به ادامه مسیر محصول بعد از تولید اولیه است.
این نسبت از یک منظر دیگر نیز قابل توجه است. وقتی بخش بزرگی از تسهیلات یک بانک تخصصی کشاورزی به زنجیره پس از تولید اختصاص پیدا میکند، میتوان دید که مسئله تأمین مالی کشاورزی صرفاً به «تولید بیشتر» محدود نیست و موضوعاتی مانند فرآوری، نگهداری، خدمات پشتیبان و اتصال تولید به بازار نیز در این معادله جای دارند.
تأمین مالی از مزرعه تا بازار
در واقع، میتوان زنجیره کشاورزی را مانند یک مسیر در نظر گرفت که از نهاده و تولید آغاز میشود و پس از برداشت، وارد مرحله فرآوری و خدمات پشتیبان شده و در نهایت به بازار و مصرفکننده میرسد.
اگر یکی از حلقههای این مسیر منابع مالی کافی نداشته باشد، اثر آن میتواند به بخشهای دیگر زنجیره نیز منتقل شود. یک واحد فرآوری بدون سرمایه در گردش کافی نمیتواند ظرفیت خود را فعال کند و نبود ظرفیت مناسب نگهداری نیز میتواند فروش محصول را با محدودیت مواجه کند.
از همین زاویه، تسهیلات صنایع تبدیلی را نباید صرفاً به عنوان تسهیلات پرداختشده به چند کارخانه یا واحد خدماتی دید. این منابع بخشی از جریان مالی زنجیرهای هستند که تولیدکننده، واحد فرآوری، خدمات پشتیبان و بازار را به یکدیگر متصل میکند.
عددی که از یک تغییر نگاه خبر میدهد
آمار عملکرد بانک کشاورزی در سال ۱۴۰۴ از این منظر قابل توجه است که در کنار حجم بالای تأمین مالی مستقیم بخش کشاورزی، سهم قابل توجهی نیز به بخشهایی اختصاص یافته که ارزش محصول را بعد از تولید حفظ و افزایش میدهند.
۵۰۶ هزار میلیارد ریال تسهیلات برای صنایع تبدیلی و خدمات کشاورزی، معادل ۲۳.۸۴ درصد از تسهیلات پرداختی در حوزه امنیت غذایی است. شاید مهمترین نکته این عدد، خود رقم تسهیلات نباشد، بلکه جایی باشد که این منابع به آن رسیدهاند.
کشاورزی زمانی میتواند ارزش اقتصادی کامل خود را نشان دهد که محصول از مزرعه تا بازار یک مسیر پیوسته داشته باشد. صنایع تبدیلی در همین مسیر قرار دارند؛ حلقهای که محصول خام را به محصولی با قابلیت فرآوری، نگهداری و عرضه گستردهتر تبدیل میکند.
از این منظر، میتوان عدد ۵۰۶ هزار میلیارد ریال را نه فقط یک رقم در کارنامه تسهیلاتی بانک کشاورزی، بلکه نشانهای از اهمیت تأمین مالی حلقههای پس از تولید در زنجیره امنیت غذایی دانست؛ حلقههایی که اگرچه کمتر از خود مزرعه دیده میشوند، اما بخش مهمی از ارزش اقتصادی محصول در آنها شکل میگیرد.
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد




















































































