با عنایت به افزایش امید به زندگی، کاهش نرخ باروری، تغییر ترکیب جمعیتی، گسترش اشتغال غیررسمی، فشار فزاینده بر بودجه عمومی و محدودیت منابع دولت مشخص می شود که الگوی سنتی تأمین مستمری با چالشهای خُرد و کلان مواجه شده و شاید بتوان گفت اتکا به صندوقهای بازنشستگی پایه، پاسخگوی نیازهای نسلهای آینده نخواهد بود.
بانکداری بیمهای و توسعه بیمههای بازنشستگی تکمیلی
بانکداری بیمهای و توسعه بیمههای بازنشستگی تکمیلی

به گزارش دیوان اقتصاد، با عنایت به افزایش امید به زندگی، کاهش نرخ باروری، تغییر ترکیب جمعیتی، گسترش اشتغال غیررسمی، فشار فزاینده بر بودجه عمومی و محدودیت منابع دولت مشخص می شود که الگوی سنتی تأمین مستمری با چالشهای خُرد و کلان مواجه شده و شاید بتوان گفت اتکا به صندوقهای بازنشستگی پایه، پاسخگوی نیازهای نسلهای آینده نخواهد بود. لذا با لحاظ تبدیل بیمههای بازنشستگی تکمیلی به ضرورت اقتصادی هنوز صنعت بیمه کشور نتوانسته است سهم مؤثری در بازار پساندازهای بلندمدت خانوار به دست آورد. از دلایل اصلی شرایط فوق الذکر، انفکاک تاریخی شبکه بانکی و صنعت بیمه در طراحی محصولات مشترک مالی بوده در حالی که برخی تجارب جهانی بیانگر آن است که بانکداری بیمهای (Bancassurance) میتواند مهمترین مسیر توسعه بازار بیمههای بازنشستگی باشد.
بازنشستگی در اقتصاد کنونی بیش از نگاه بیمه محور، مساله مربوط به انباشت سرمایه در دوره اشتغال و مدیریت مصرف در دوره سالمندی بوده که می تواند مرز میان بانکداری، بیمه و مدیریت دارایی را به هم نزدیک کند. فردی که امروز حقوق خود را از طریق بانک دریافت میکند، اقساط وام را نیز از همان حساب میپردازد، پسانداز خود را نزد بانک نگهداری کرده و تراکنشهای روزمرهاش در همان بستر ثبت میشود. پیوستگی اطلاعات مذکور امکان طراحی محصولی را فراهم آورده که پسانداز، سرمایهگذاری و پوشش بیمهای را در قالب برنامه بلندمدت سامان دهد که هنوز صنعت بیمه کشور از مزیت فوق الذکر به اندازه کافی بهره نگرفته و آمارهای رسمی بیمه مرکزی نیز آن را تصدیق می کند. آنچه واضح است اینست که سهم بیمههای زندگی از کل حقبیمه تولیدی صنعت بیمه همچنان فاصله قابل توجهی با میانگین کشورهای توسعهیافته دارد. در تجارب موفق بیمههای زندگی علاوه بر پوشش ریسک فوت، به ابزار اصلی تشکیل سرمایه بازنشستگی تبدیل شدهاند. حال آنکه بخش بزرگی از منابع مالی خانوارها در کشور به سپردههای بانکی کوتاهمدت، خرید داراییهای فیزیکی یا سرمایهگذاریهای غیرمولد اختصاص مییابد. فلذا اگر شبکه بانکی و صنعت بیمه بتوانند محصولات مشترک بازنشستگی طراحی کنند، بخش مهمی از منابع به سرمایهگذاریهای بلندمدت هدایت خواهد شد.
از ابزارهای تحقق هدف غایی مذکور، ثبتنام خودکار (Auto-enrolment) بوده که تجربه موفق آن در بریتانیا مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفته، بطوریکه کارکنان را به صورت پیشفرض وارد برنامههای پسانداز بازنشستگی کرده و امکان انصراف را برای آنان حفظ میکند. سازمان بینالمللی کار تایید نموده که سیاست مذکور نرخ مشارکت در برنامههای بازنشستگی تکمیلی را به شکل چشمگیری افزایش داده است. شبکه بانکی کشور نیز میتواند با اتصال سامانههای پرداخت حقوق به برنامههای بیمه بازنشستگی، زمینه اجرای الگویی مشابه را فراهم سازد که بدون اجبار قانونی، مشارکت داوطلبانه را تقویت میکند. از سوی دیگر باید به ظرفیت بانکداری بیمهای در استفاده از داده کاوی اشاره شود. بانکها اطلاعات گستردهای از درآمد، الگوی مصرف، سطح پسانداز، توان بازپرداخت و رفتار مالی مشتریان در اختیار داشته که اگر با رعایت کامل الزامات محرمانگی و حفاظت از دادهها در اختیار بیمه گران قرار گیرد، امکان طراحی محصولات متناسب با ویژگیهای هر مشتری را فراهم میآورد. همچنین بانکداری بیمهای همچنین میتواند هزینه جذب مشتری را به میزان محسوسی کاهش دهد. شرکتهای بیمه گر برای توسعه بیمههای بازنشستگی اغلب ناچار به ایجاد شبکه فروش گسترده، تبلیغات پرهزینه و آموزش نمایندگان هستند. در آن سو شبکه بانکی از پیش با میلیونها مشتری رابطه مالی مستمر داشته و هزینه برقراری این ارتباط را پیشاپیش پرداخت کرده است. ویژگی فوق هزینه توزیع محصولات بیمهای را کاهش داده و قیمت تمامشده محصول را رقابتیتر میکند. تجربه فرانسه و ایتالیا نیز گواه آنست که موفقیت بانکداری بیمهای بیش از آنکه ناشی از افزایش تعداد شعب باشد، نتیجه کاهش هزینههای توزیع و افزایش اعتماد مشتریان بوده است.
جالب است اگر به مدیریت چرخه عمر مشتری (Customer Lifecycle Management) نیز اشاره شود. شبکه بانکی در طول زندگی مالی افراد، از افتتاح نخستین حساب بانکی تا دریافت حقوق، اخذ تسهیلات، خرید مسکن و سرمایهگذاری، همراه مشتری باقی میماند. ارتباط بلندمدت امکان آن را فراهم میکند که برنامه بازنشستگی نیز متناسب با تغییر درآمد، سن، وضعیت خانوادگی و اهداف مالی فرد بهتدریج تکامل یابد. قابلیت فوق در فروش سنتی بیمه کمتر مشاهده میشود چرا که ارتباط نماینده با بیمهگذار اغلب محدود به زمان صدور یا تمدید بیمهنامه است.
لازم به ذکر است غلبه نگاه کوتاهمدت بر تصمیمهای مالی شهروندان از کاستیهای بازار بیمههای بازنشستگی کشور است. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و بیثباتی متغیرهای اقتصادی موجب شده پسانداز بلندمدت برای بخش قابل توجهی از جامعه جذابیت خود را از دست بدهد. لذا فروش یک بیمهنامه بازنشستگی با تکیه بر تبلیغات یا شبکه سنتی نمایندگان، دستاورد پایداری نخواهد داشت. آنچه میتواند این رفتار را تغییر دهد، تبدیل پسانداز بازنشستگی به بخشی از جریان عادی زندگی مالی افراد است. شبکه بانکی از این امتیاز برخوردار است که درآمد، هزینه، الگوی مصرف و جریان نقدی مشتری را بهصورت مستمر مشاهده نموده و بر اساس آن میتواند برنامهای طراحی کند که سهم مشخصی از درآمد ماهانه به اندوخته بازنشستگی اختصاص یابد. فلذا فشار روانی ناشی از پرداختهای مقطعی را کاهش داده و انضباط مالی را تقویت میکند.
از جذابترین فرصتهای صنعت بیمه کشور، طراحی بیمههای بازنشستگی ویژه صاحبان مشاغل آزاد، کارکنان شرکتهای کوچک، فعالان اقتصاد دیجیتال و افرادی است که تحت پوشش نظامهای بازنشستگی رسمی قرار ندارند. گروههای فوق اغلب ارتباط مالی منظم با بانک داشته لکن ارتباط سازمانیافتهای با شرکتهای بیمه گر برقرار نمیکنند. بانکداری بیمهای به طور حتم میتواند خلأ را از میان برداشته و با بهرهگیری از دادههای تراکنشی، محصولات متناسب با توان پرداخت و الگوی درآمد هر گروه طراحی کند. محصول یادشده از قالب یک بیمهنامه استاندارد خارج شده و به برنامهای مالی تبدیل میشود که قابلیت تغییر حقبیمه، افزایش یا کاهش پرداختها و تنظیم اندوخته بر اساس وضعیت اقتصادی بیمهگذار را دارد. اینجاست که مشاوره مالی مبتنی بر نیاز (Needs-based Financial Advice) اهمیت ویژهای پیدا میکند. فروش بیمه بازنشستگی هنگامی موفق خواهد بود که بر پایه تحلیل وضعیت مالی، سن، درآمد، تعداد افراد تحت تکفل، افق زمانی و اهداف زندگی مشتری انجام شود. بانکها با استفاده از سامانههای هوشمند ارزیابی مذکور را در هنگام ارائه سایر خدمات مالی انجام داده و سپس محصول مناسب را پیشنهاد میکنند. حرکت صنعت بیمه کشور به سمت بازاریابی و صدور هوشمند و نه فقط برخط، کیفیت فروش را افزایش داده و احتمال فسخ بیمهنامههای بلندمدت را کاهش خواهد داد.
موضوع دیگری که نباید از آن غفلت کرد، قابلیت انتقال اندوخته (Portability) است. ساختار بازار کار کشور نسبت به گذشته پویاتر شده و جابهجایی میان کارفرمایان یا فعالیت مستقل افزایش یافته است. اگر بیمه بازنشستگی به محل اشتغال وابسته بماند، استمرار پسانداز با اختلال روبهرو خواهد شد. بانکداری بیمهای این امکان را فراهم میکند که حساب بازنشستگی به شخص تعلق داشته و به محل کار مرتبط نباشد. لذا تغییر شغل یا محل اشتغال تأثیری بر تداوم برنامه بازنشستگی نگذاشته و ارتباط مالی فرد با بانک، استمرار اندوخته را تضمین میکند.
تاکید می شود که توسعه بیمههای بازنشستگی تنها به سود صنعت بیمه نیست. انباشت منابع بلندمدت، امکان سرمایهگذاری در پروژههای زیربنایی، بازار سرمایه و طرحهای مولد را افزایش داده و وابستگی اقتصاد به منابع کوتاهمدت بانکی را کاهش میدهد. بانک جهانی نیز بارها تأکید کرده که گسترش پساندازهای بازنشستگی از عوامل تعمیق بازارهای مالی و افزایش ظرفیت سرمایهگذاری بلندمدت در اقتصادهای نوین است. اقتصاد کنونی کشور نیز با توجه به نیاز گسترده به سرمایهگذاری زیرساخت میتواند از ظرفیت فوق بهرهمند شود؛ مشروط بر آنکه منابع بیمههای بازنشستگی با مدیریت حرفهای و سیاستهای سرمایهگذاری شفاف اداره شوند.
باید گفت بانکداری بیمهای برای صنعت بیمه کشور علاوه بر مجرای توزیع نوین، ابزار بازآفرینی بازار بیمههای بازنشستگی تکمیلی است. پیوند شبکه بانکی با صنعت بیمه، امکان بهرهگیری از اطلاعات مالی، ارتباط مستمر با مشتری، خدمات دیجیتال، پرداختهای منظم و مشاوره مالی را در کنار توان تخصصی بیمهگری قرار میدهد. اگر پیوند فوق الذکر بر پایه مقررات منسجم، طراحی حرفهای محصولات و سرمایهگذاری کارآمد استوار شود، بیمههای بازنشستگی میتوانند از حاشیه به متن پرتفوی صنعت بیمه و نیز از ارکان اصلی امنیت اقتصادی شهروندان کشور تبدیل شده که تحقق آن، هم پایداری مالی صنعت بیمه را تقویت کرده و هم بخشی از فشار بلندمدت وارد بر نظام بازنشستگی کشور را کاهش خواهد داد.
*دستیار مدیرعامل بانک دی در امور بانکداری و بیمه
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد




















































































