بازاندیشی در اقتصاد بیمه در عصر جنگ، تورم شدید و جهش ارزی

بازاندیشی در اقتصاد بیمه در عصر جنگ، تورم شدید و جهش ارزی

*حمید دیانت‌پی

صنعت بیمه ذاتاً صنعتی مبتنی بر زمان است. بیمه‌گر امروز ریسک را می‌پذیرد، حق‌بیمه را دریافت یا مطالبه می‌کند، اما ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد با تعهد پرداخت خسارت مواجه شود.
 

چکیده

به گزارش دیوان اقتصاد، صنعت بیمه ذاتاً صنعتی مبتنی بر زمان است. بیمه‌گر امروز ریسک را می‌پذیرد، حق‌بیمه را دریافت یا مطالبه می‌کند، اما ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد با تعهد پرداخت خسارت مواجه شود. در شرایط عادی، این فاصله زمانی یکی از ویژگی‌های طبیعی کسب‌وکار بیمه است؛ اما در اقتصادی که با تورم بسیار بالا، کاهش ارزش پول ملی، جهش نرخ ارز، افزایش شدید قیمت دارایی‌ها، اختلال زنجیره تأمین و نااطمینانی ناشی از جنگ مواجه است، همین فاصله زمانی می‌تواند به یک ریسک اقتصادی بنیادین تبدیل شود. مسئله اصلی این مقاله، «شکاف زمانی ـ تورمی» میان حق‌بیمه و خسارت است.

شرکت بیمه ممکن است امروز قراردادی را با نرخ مشخص منعقد کند، اما حق‌بیمه آن را طی ماه‌های آینده و به‌صورت اقساطی دریافت کند؛ در حالی که هزینه ایفای تعهدات همان قرارداد، در آینده و با قیمت‌های بسیار بالاتر محقق شود. این مسئله در رشته‌هایی مانند درمان، شخص ثالث، بدنه، مسئولیت و بیمه‌های مرتبط با دارایی‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا هزینه خسارت آنها می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر تورم، نرخ ارز و قیمت کالاها و خدمات قرار گیرد.

در این شرایط، مطالبات صرفاً یک قلم دارایی در صورت وضعیت مالی(ترازنامه) نیست؛ بلکه منابعی است که هنوز در اختیار بیمه‌گر قرار نگرفته‌اند. حتی مطالبات سررسیدنشده نیز، اگر با فاصله زمانی قابل توجه وصول شوند، در معرض کاهش قدرت خرید قرار دارند. از سوی دیگر، هزینه خسارت ممکن است با سرعتی بیشتر از تورم عمومی افزایش یابد؛ زیرا قیمت برخی قطعات، تجهیزات، دارو، خدمات و کالاها در اقتصاد ایران عملاً از مسیر نرخ ارز و محدودیت عرضه تعیین می‌شود.

مقاله حاضر استدلال می‌کند که در چنین شرایطی، معیارهای سنتی سنجش رشد بیمه‌گر مانند حق‌بیمه تولیدی، سود اسمی و حجم پرتفوی به‌تنهایی کافی نیستند. مدیریت بیمه باید به سمت سنجش کیفیت رشد، سرعت تبدیل حق‌بیمه به نقدینگی، ارزش اقتصادی مطالبات، تورم اختصاصی خسارت، ظرفیت سرمایه‌ای و توانگری آینده‌نگر حرکت کند.

همچنین در خصوص قراردادهای بزرگ، به‌ویژه قراردادهای درمانی، مقاله بر ضرورت بازنگری مفروضات نرخ‌گذاری، توجه به زمان وصول حق‌بیمه، ایجاد سازوکار بازبینی قرارداد و حرکت از «قراردادهای ثابت» به سمت قراردادهای قابل بازبینی و سناریومحور تأکید می‌کند.

در اقتصاد تورمی، زمان قیمت دارد؛ و در اقتصاد جنگی، زمان می‌تواند به ریسک تبدیل شود.

کلیدواژه‌ها: صنعت بیمه، تورم، جنگ، جهش ارزی، حق‌بیمه، مطالبات، تورم خسارت، ارزش زمانی پول، قراردادهای درمانی، آیین‌نامه ۹۴، نقدینگی، توانگری مالی، ریسک ارزی، ALM.

۱. مقدمه؛ صنعت بیمه در یک محیط اقتصادی متفاوت

صنعت بیمه در ایران در شرایطی فعالیت می‌کند که دیگر نمی‌توان محیط اقتصادی را با مفروضات سال‌های گذشته تحلیل کرد. جنگ، نااطمینانی، محدودیت‌های تجاری، جهش نرخ ارز، افزایش شدید قیمت طلا و دارایی‌ها، تورم بسیار بالا و افزایش هزینه کالاها و خدمات، محیط اقتصادی متفاوتی را ایجاد کرده‌اند. اما چرا این موضوع برای صنعت بیمه اهمیت ویژه‌ای دارد؟ زیرا صنعت بیمه با زمان کار می‌کند.

  • بیمه‌نامه امروز صادر می‌شود.
  • حق‌بیمه ممکن است امروز یا در ماه‌های آینده دریافت شود.
  • حادثه ممکن است فردا اتفاق بیفتد.
  • خسارت ممکن است چند ماه بعد تعیین شود.
  • و پرداخت نهایی ممکن است بسیار دیرتر انجام شود.
  • در یک اقتصاد باثبات، این فاصله زمانی قابل مدیریت است.

اما وقتی ارزش پول در فاصله کوتاهی به‌شدت تغییر می‌کند، همین فاصله زمانی می‌تواند اقتصاد قرارداد بیمه را دگرگون کند. اینجاست که باید سؤال جدیدی مطرح شود:

آیا حق‌بیمه‌ای که امروز تعیین کرده‌ایم، وقتی فردا به پول تبدیل می‌شود، هنوز همان قدرت اقتصادی را دارد؟ و سؤال مهم‌تر:

آیا این منابع می‌توانند هزینه خسارتی را که فردا با قیمت فردا ایجاد می‌شود، پوشش دهند؟

 

۲. اقتصاد بیمه در ایران؛ درآمد ریالی، تعهدی که می‌تواند با ارز حرکت کند

بخش عمده حق‌بیمه شرکت‌های بیمه در ایران به ریال دریافت می‌شود، اما هزینه خسارت الزاماً تابع ریال امروز نیست. یک قطعه خودرو ممکن است قیمت داخلی داشته باشد، اما قیمت آن تحت تأثیر نرخ ارز تعیین شود. یک تجهیزات پزشکی ممکن است در ایران خرید و فروش شود، اما قیمت آن تحت تأثیر ارز باشد. دارو ممکن است ریالی باشد، اما زنجیره تأمین آن به واردات و ارز وابسته باشد. ماشین‌آلات، قطعات صنعتی، تجهیزات تخصصی و بسیاری از کالاهای مورد استفاده در خسارت نیز همین وضعیت را دارند. بنابراین ممکن است بیمه‌گر تعهدی داشته باشد که در دفاتر حسابداری کاملاً ریالی است، اما اقتصاد واقعی آن تعهد ارزی یا تورمی باشد. این تفاوت بسیار مهم است؛ ریسک ارزی فقط زمانی وجود ندارد که شرکت بیمه مستقیماً دلار بدهکار باشد؛ اگر هزینه خسارت با نرخ ارز حرکت کند، شرکت بیمه عملاً در معرض ریسک افزایش ریالی تعهدات ناشی از ارز قرار دارد.

۳. مسئله اصلی مقاله؛ شکاف زمانی ـ تورمی

می‌توان کل مسئله را در یک زنجیره ساده خلاصه کرد:

این زنجیره ممکن است در ظاهر از چند موضوع جدا تشکیل شده باشد؛ اما در واقع یک مسئله واحد است:

شکاف میان زمان ورود منابع و زمان و هزینه خروج منابع؛ در اقتصاد تورمی، این شکاف می‌تواند بسیار پرهزینه باشد.

 

۴. حق‌بیمه امروز، پول امروز نیست

یکی از مهم‌ترین تغییرات ذهنی مورد نیاز مدیران بیمه این است که میان «حق‌بیمه تولیدی» و «منابع اقتصادی در اختیار شرکت» تفاوت بگذارند. وقتی بیمه‌نامه صادر می‌شود، ممکن است رقم بزرگی به‌عنوان حق‌بیمه تولیدی در گزارش عملکرد دیده شود؛ اما اگر این حق‌بیمه قرار است طی شش ماه آینده وصول شود، شرکت هنوز آن منابع را در اختیار ندارد.

  • شرکت نمی‌تواند امروز با مطالبه‌ای که فردا وصول می‌شود، خسارت امروز را پرداخت کند.
  • نمی‌تواند امروز آن را سرمایه‌گذاری کند.
  • نمی‌تواند امروز از آن برای تقویت نقدینگی استفاده کند.
  • و مهم‌تر از همه، در اقتصاد تورمی، وقتی آن مطالبه وصول شود، ممکن است قدرت خرید آن به‌شدت کاهش یافته باشد.

بنابراین:

حق‌بیمه تولیدی، لزوماً حق‌بیمه اقتصادی نیست و حق‌بیمه وصول‌نشده، پول شرکت نیست.

 

۵. فروش اعتباری؛ یک تصمیم تجاری نیست، یک تصمیم مالی است

وقتی شرکت بیمه به مشتری اجازه می‌دهد حق‌بیمه را طی چند ماه پرداخت کند، در واقع سه تصمیم را هم‌زمان گرفته است:

  • اول؛ ریسک بیمه‌ای را پذیرفته است.
  • دوم؛ به مشتری اعتبار داده است.
  • سوم؛ ریسک کاهش ارزش منابع خود را پذیرفته است.

بنابراین فروش اعتباری فقط موضوع واحد فروش نیست؛ این موضوع به فنی، مالی، اعتباری، وصول، سرمایه‌گذاری، نقدینگی و ریسک مرتبط است؛ هر فروش اعتباری در واقع بخشی از سرمایه اقتصادی شرکت را برای مدتی در اختیار مشتری قرار می‌دهد. در اقتصاد با تورم بسیار بالا، این تصمیم هزینه دارد.

 

۶. «هنوز سررسید نشده» به معنای «بدون ریسک نیست»

در شرکت‌های بیمه معمولاً توجه زیادی به مطالبات سررسید گذشته می‌شود، این کاملاً منطقی است؛ اما در اقتصاد تورمی باید یک مفهوم دیگر نیز وارد مدیریت مطالبات شود:

  • ریسک زمان.
  • ممکن است مطالبه‌ای کاملاً سالم باشد.
  • ممکن است مشتری معتبر باشد.
  • ممکن است هیچ احتمال جدی برای نکول وجود نداشته باشد.

اما اگر قرار است پول شش ماه بعد وارد شرکت شود، ارزش اقتصادی آن با پول امروز یکسان نیست.

پس:

مطالبه سررسیدنشده هم می‌تواند هزینه اقتصادی داشته باشد. این نگاه باید به‌خصوص در قراردادهای بزرگ درمانی و قراردادهایی که حق‌بیمه آنها به‌صورت اقساطی وصول می‌شود، جدی گرفته شود.

 

۷. تحلیل کمی شکاف زمانی ـ تورمی؛ وقتی چند ماه اقتصاد قرارداد را تغییر می‌دهد

برای فهم بهتر مسئله، باید شکاف زمانی را از یک مفهوم کیفی به یک موضوع قابل اندازه‌گیری تبدیل کرد. فرض کنیم یک شرکت بیمه قراردادی را با ۱۰۰ میلیارد تومان حق‌بیمه منعقد کرده و مشتری متعهد است این مبلغ را طی شش ماه پرداخت کند. در گزارش فروش، شرکت ۱۰۰ میلیارد تومان حق‌بیمه تولید کرده است. اما از منظر اقتصادی، در روز اول قرارداد ۱۰۰ میلیارد تومان نقد در اختیار شرکت نیست. اگر تورم سالانه را حدود ۸۰ درصد در نظر بگیریم، قدرت خرید ۱۰۰ میلیارد تومان که شش ماه بعد دریافت می‌شود، با یک تقریب ساده، حدود ۷۰ میلیارد تومان امروز خواهد بود. یعنی شرکت در اثر صرفِ فاصله زمانی، با کاهش قابل توجه قدرت خرید مواجه شده است. اگر وصول یک سال به طول بینجامد، قدرت خرید همان ۱۰۰ میلیارد تومان به حدود ۵۶ میلیارد تومان امروز می‌رسد. این مثال یک نکته مهم را روشن می‌کند:

ممکن است مبلغ مطالبه تغییر نکند، مشتری نیز بدهکار قابل اتکایی باشد، اما ارزش اقتصادی مطالبه در طول زمان کاهش یابد؛ بنابراین سالم بودن مطالبه، به معنای بی‌هزینه بودن آن نیست.

۷-۱. حالا طرف دیگر قرارداد را ببینیم: خسارت

فرض کنیم هزینه مورد انتظار خسارت در ابتدای قرارداد نیز ۱۰۰ میلیارد تومان باشد. اگر این هزینه فقط متناسب با تورم عمومی ۸۰ درصدی افزایش پیدا کند، هزینه خسارت یک سال بعد حدود ۱۸۰ میلیارد تومان خواهد بود. اما اگر تورم اختصاصی خسارت ـ یعنی افزایش قیمت کالاها و خدمات مرتبط با خسارت ـ ۱۲۰ درصد باشد، هزینه همان خسارت به حدود ۲۲۰ میلیارد تومان خواهد رسید. بنابراین شرکت با دو حرکت هم‌زمان روبه‌رو می‌شود:

ارزش واقعی منابع ورودی کاهش می‌یابد؛ در حالی که ارزش ریالی تعهدات خروجی افزایش می‌یابد؛ این همان جایی است که شکاف زمانی ـ تورمی به یک ریسک جدی تبدیل می‌شود.

۷-۲. یک جدول ساده اما هشداردهنده

سناریو حق‌بیمه اسمی قدرت خرید تقریبی در زمان وصول هزینه خسارت آینده
شرایط باثبات ۱۰۰ نزدیک ۱۰۰ نزدیک ۱۰۰
تورم ۸۰٪، وصول ۶ماهه ۱۰۰ حدود ۷۰ حدود ۱۴۰*
تورم ۸۰٪، وصول یک‌ساله ۱۰۰ حدود ۵۶ حدود ۱۸۰
تورم خسارت ۱۲۰٪، یک‌ساله ۱۰۰ حدود ۵۶ حدود ۲۲۰
افزایش ۵برابری یک قلم خسارت ۱۰۰ تابع زمان وصول تا ۵ برابر در همان قلم

* با فرض ساده‌سازی و تقریب خطی برای تورم شش‌ماهه.

این اعداد صرفاً مثال تحلیلی هستند و جایگزین برآورد اکچوئری یا شاخص‌های رسمی تورم نیستند؛ اما برای نشان دادن جهت و بزرگی مسئله بسیار گویا هستند؛ نکته اصلی این جدول این است:

یک قرارداد ممکن است در روز انعقاد اقتصادی به نظر برسد، اما چند ماه بعد، تحت تأثیر زمان و تورم، اقتصاد کاملاً متفاوتی داشته باشد.

۷-۳. وقتی یک قلم خسارت پنج برابر می‌شود

شرایط اقتصادی فقط با تورم عمومی قابل توضیح نیست؛ در برخی کالاها، به‌ویژه کالاهای وارداتی یا کالاهایی که قیمت آنها به نرخ ارز و محدودیت عرضه وابسته است، افزایش قیمت می‌تواند بسیار بیشتر از تورم عمومی باشد. فرض کنیم قطعه‌ای که مبنای محاسبه خسارت بوده، از ۱۰ میلیون تومان به ۵۰ میلیون تومان برسد؛ یعنی قیمت آن پنج برابر شده است. در این وضعیت، اگر نرخ بیمه و مفروضات خسارت بر مبنای قیمت اولیه تعیین شده باشند، دیگر نمی‌توان اقتصاد قرارداد را همان اقتصاد روز انعقاد دانست. اینجاست که مفهوم «تورم اختصاصی خسارت» اهمیت پیدا می‌کند. نهادهای ناظر بین‌المللی نیز بر این نکته تأکید دارند که در ارزیابی تعهدات بیمه‌ای باید عدم‌قطعیت جریان‌های نقدی، زمان پرداخت خسارت و تورم خسارت در نظر گرفته شود و اتکای صرف به داده‌های تاریخی می‌تواند منجر به کم‌برآوردی تعهدات شود.

۷-۴. شکاف زمانی فقط فاصله صدور تا وصول نیست

برای تحلیل دقیق‌تر، باید چهار نقطه زمانی را کنار یکدیگر قرار داد:

  • زمان صدور بیمه‌نامه
  • زمان وصول حق‌بیمه
  • زمان وقوع و تعیین خسارت
  • زمان پرداخت خسارت

در واقع ممکن است دو شکاف هم‌زمان وجود داشته باشد:

  • شکاف اول: فاصله میان صدور بیمه‌نامه و وصول حق‌بیمه
  • شکاف دوم: فاصله میان وقوع تعهد و پرداخت خسارت

و هر دو تحت تأثیر تورم قرار می‌گیرند. بنابراین مدیریت شکاف زمانی ـ تورمی باید همزمان به ورودی‌ها و خروجی‌های نقدی نگاه کند.

۷-۵. یک مثال واقعی‌تر؛ قرارداد درمانی

فرض کنیم یک قرارداد درمانی بزرگ دارای ۱۰۰ میلیارد تومان حق‌بیمه است و حق‌بیمه به شکل زیر وصول می‌شود:

  • ۲۰ میلیارد تومان در ابتدای قرارداد؛
  • ۲۰ میلیارد تومان در ماه دوم؛
  • ۲۰ میلیارد تومان در ماه سوم؛
  • ۲۰ میلیارد تومان در ماه چهارم؛
  • ۲۰ میلیارد تومان در ماه ششم.

اما هزینه خسارت از همان ماه اول ایجاد می‌شود. در نتیجه، شرکت بیمه بخشی از تعهدات خود را پیش از آنکه کل حق‌بیمه را دریافت کند، تأمین می‌کند. اگر در این شش ماه هزینه درمان افزایش چشمگیری داشته باشد، شرکت هم‌زمان با دو فشار مواجه می‌شود:

  • منابع هنوز کامل وارد نشده‌اند؛
  • اما هزینه تعهدات افزایش یافته است.

در اینجا فروش اقساطی دیگر صرفاً یک ابزار فروش نیست. شرکت عملاً بخشی از قرارداد را تأمین مالی کرده است.

۷-۶. هزینه پنهان فروش اقساطی

از این منظر باید یک تغییر مهم در ذهنیت مدیران ایجاد شود:

  • فروش اقساطی، اگر متناسب با هزینه زمانی آن قیمت‌گذاری نشود، نوعی تخفیف پنهان است.
  • ممکن است شرکت تصور کند هیچ تخفیفی به مشتری نداده است.

اما اگر مشتری حق‌بیمه را شش ماه دیرتر پرداخت کند و هیچ مابه‌التفاوت اقتصادی بابت این تأخیر وجود نداشته باشد، بخشی از ارزش زمانی پول به مشتری منتقل شده است. در شرایط تورمی شدید، این هزینه می‌تواند قابل توجه باشد.

۷-۷. متوسط زمان وصول کافی نیست

فرض کنیم متوسط زمان وصول حق‌بیمه یک شرکت ۹۰ روز است؛ این عدد به‌تنهایی تصویر کاملی ارائه نمی‌کند. ممکن است:

  • ۷۰ درصد حق‌بیمه در ۳۰ روز وصول شود؛
  • ۱۵ درصد در ۱۸۰ روز؛
  • و ۱۵ درصد در دو سال.

در این شرایط، متوسط ممکن است تصویر نسبتاً مناسبی ایجاد کند، اما بخشی از منابع شرکت برای مدت طولانی از چرخه اقتصادی خارج مانده است. بنابراین شرکت باید علاوه بر میانگین، توزیع زمانی مطالبات را نیز تحلیل کند.

۷-۸. شکاف زمانی باید به تفکیک رشته اندازه‌گیری شود

این شکاف برای تمام رشته‌ها یکسان نیست.

  • درمان

حق‌بیمه ممکن است ماهانه یا چندماهه وصول شود، در حالی که هزینه درمان در طول قرارداد افزایش می‌یابد.

  • شخص ثالث

حق‌بیمه ممکن است سریع‌تر وصول شود، اما بخشی از خسارت‌ها با فاصله زمانی طولانی تعیین و پرداخت شوند.

  • بدنه

قیمت قطعات، خودرو و هزینه تعمیر می‌تواند تحت تأثیر نرخ ارز و محدودیت واردات قرار گیرد.

  • مسئولیت

فاصله زمانی میان وقوع حادثه تا تعیین نهایی خسارت ممکن است طولانی باشد.

  • زندگی

اثر تورم خسارت در بیمه‌های زندگی معمولاً به شکل بیمه‌های غیرزندگی آشکار نیست، اما تورم می‌تواند از مسیر کاهش قدرت خرید، رفتار بیمه‌گذاران، بازخرید و فروش جدید بر اقتصاد این رشته اثر بگذارد.

بنابراین:

یک عدد برای کل شرکت کافی نیست؛ شکاف زمانی ـ تورمی باید در سطح رشته، محصول، قرارداد و حتی مشتری قابل مشاهده باشد.

۷-۹. یک شاخص جدید برای مدیریت

پیشنهاد می‌شود شرکت‌های بیمه شاخصی با عنوان «شاخص شکاف زمانی ـ تورمی» ایجاد کنند. این شاخص می‌تواند به‌صورت مدیریتی، چهار مؤلفه اصلی را کنار هم قرار دهد:

  • مبلغ حق‌بیمه
  • زمان وصول
  • تورم/تغییر قیمت هزینه خسارت
  • زمان پرداخت خسارت

هدف این شاخص ارائه یک عدد حسابداری جدید نیست؛ بلکه ایجاد یک سیگنال هشدار مدیریتی است. هرچه زمان وصول طولانی‌تر شود، تورم خسارت بالاتر رود، وابستگی هزینه خسارت به ارز بیشتر شود و زمان پرداخت خسارت افزایش یابد، ریسک اقتصادی قرارداد افزایش می‌یابد.

۷-۱۰. نتیجه تحلیل کمی

تحلیل کمی شکاف زمانی یک پیام روشن دارد. سه متغیر باید هم‌زمان دیده شوند:

۱. مبلغ حق‌بیمه

۲. زمان وصول حق‌بیمه

۳. نرخ رشد هزینه خسارت

اگر مبلغ حق‌بیمه ثابت بماند، اما زمان وصول افزایش یابد و هزینه خسارت نیز سریع‌تر رشد کند، اقتصاد قرارداد می‌تواند به‌سرعت رو به زوال رود. بنابراین یک شرکت بیمه نباید فقط بپرسد «این قرارداد چقدر حق‌بیمه دارد؟» بلکه باید بپرسد «این حق‌بیمه چه زمانی وارد شرکت می‌شود و در آن زمان چه قدرت خریدی دارد؟» و هم‌زمان «تعهدات این قرارداد در زمان پرداخت خسارت، با چه قیمتی محقق خواهند شد؟» اینجاست که شکاف زمانی ـ تورمی از یک مفهوم تحلیلی به یک شاخص تصمیم‌گیری مدیریتی تبدیل می‌شود.

 

۸. مطالبات سنواتی؛ دارایی روی کاغذ، فشار در اقتصاد واقعی

وضعیت مطالبات قدیمی حتی حساس‌تر است؛ مطالبه‌ای که چند سال است در دفاتر شرکت باقی مانده، در حسابداری همچنان ممکن است یک دارایی باشد. اما سؤال مدیریتی این است، این دارایی چه مقدار از ارزش اقتصادی خود را حفظ کرده است؟ شرکت امروز باید:

  • حقوق را با قیمت امروز پرداخت کند.
  • خسارت را با قیمت امروز بپردازد.
  • هزینه عملیات را با قیمت امروز تحمل کند.
  • سرمایه‌گذاری را با قیمت امروز انجام دهد.

اما ممکن است بخشی از منابعش همچنان در قالب مطالباتی باقی مانده باشد که ارزش اقتصادی آنها متعلق به سال‌های قبل است. بنابراین،  مطالبات سنواتی فقط یک مسئله وصول نیست؛ مسئله تخصیص و فرسایش سرمایه اقتصادی است. هر سالی که این مطالبات باقی می‌مانند، شرکت بخشی از منابع خود را از چرخه اقتصادی خارج نگه داشته است.

 

۹. درمان؛ جایی که این شکاف می‌تواند بسیار شدید شود

رشته درمان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این مسئله است. قرارداد ممکن است امروز منعقد شود، نرخ بر اساس اطلاعات امروز تعیین شود؛ اما هزینه درمان در طول قرارداد ثابت نمی‌ماند؛ قیمت دارو تغییر می‌کند، تجهیزات پزشکی گران می‌شود، هزینه بیمارستان افزایش پیدا می‌کند، دستمزد پزشک و پرستار افزایش می‌یابد، تعرفه‌ها تغییر می‌کنند و رفتار استفاده از خدمات نیز می‌تواند تغییر کند. در چنین شرایطی، اگر حق‌بیمه نیز با فاصله زمانی وصول شود، شرکت بیمه با دو فشار هم‌زمان مواجه می‌شود، منابع دیرتر وارد می‌شوند؛ هزینه تعهدات سریع‌تر افزایش می‌یابد و این همان شکاف زمانی ـ تورمی است.

 

۱۰. شخص ثالث؛ نمونه‌ای روشن از ریسک زمان

در شخص ثالث نیز همین مسئله وجود دارد. ممکن است حق‌بیمه به‌صورت اقساطی دریافت شود،اما هزینه خسارت در آینده ایجاد شود. در این فاصله:

  • قیمت خودرو تغییر می‌کند.
  • قیمت قطعات تغییر می‌کند.
  • هزینه تعمیر افزایش می‌یابد.
  • دستمزدها افزایش پیدا می‌کنند.
  • و ارزش پول کاهش می‌یابد.

در خسارت‌های بدنی نیز فاصله میان زمان وقوع حادثه، تعیین تعهد و پرداخت می‌تواند اهمیت اقتصادی بالایی پیدا کند. بنابراین، بیمه‌گری که فقط به نرخ حق‌بیمه امروز نگاه کند، ممکن است بخشی از اقتصاد واقعی تعهد آینده را نبیند.

 

۱۱. جنگ؛ متغیری که همه مفروضات را تغییر می‌دهد

جنگ فقط یک ریسک مستقیم برای برخی بیمه‌نامه‌ها نیست. جنگ می‌تواند کل اقتصاد خسارت را تغییر دهد. از طریق:

  • اختلال زنجیره تأمین،
  • کاهش واردات،
  • افزایش هزینه حمل‌ونقل،
  • افزایش نرخ ارز،
  • کمبود کالا،
  • افزایش هزینه تجهیزات،
  • افزایش هزینه خدمات،
  • افزایش زمان تعمیر و جایگزینی،
  • و افزایش نااطمینانی.

بنابراین حتی در رشته‌ای که خسارت جنگی مستقیماً تحت پوشش نیست، جنگ می‌تواند هزینه خسارت‌های غیرجنگی را نیز افزایش دهد. این نکته برای مدیران صنعت بیمه بسیار مهم است. زیرا ریسک جنگ فقط خسارت جنگی نیست؛ جنگ می‌تواند قیمت خسارت‌های عادی را نیز تغییر دهد.

۱۲. تورم خسارت ممکن است از تورم عمومی جلو بزند

یکی از اشتباهات رایج، استفاده از تورم عمومی به‌عنوان نماینده کامل تورم خسارت است. اما هزینه خسارت از سبد کالاها و خدمات خاص خود تشکیل می‌شود. اگر قیمت یک قطعه یا تجهیزات خاص چهار برابر شود، شرکت بیمه نمی‌تواند با این استدلال که تورم عمومی کمتر بوده است، هزینه خسارت را پایین‌تر محاسبه کند. در بسیاری از رشته‌ها، تورم اختصاصی خسارت مهم‌تر از تورم عمومی است. به همین دلیل، اکچوئر و مدیریت فنی باید روند قیمت اقلام اصلی خسارت را به‌صورت جداگانه رصد کنند.

۱۳. قراردادهای بزرگ؛ آیا نرخ گذشته هنوز نرخ امروز است؟

اینجاست که بحث آیین‌نامه ۹۴ اهمیت پیدا می‌کند. آیین‌نامه شماره ۹۴ مصوب شورای عالی بیمه با عنوان «مقررات تعیین حق‌بیمه انواع رشته‌های بیمه‌ای» چارچوب تعیین و اعمال حق‌بیمه و رعایت اصول و ضوابط فنی مربوط را مشخص می‌کند. در مکمل آیین‌نامه ۹۴ نیز برای قراردادهای درمانی با 15 هزار بیمه‌شده و بیشتر، سازوکار تعیین حداقل نرخ توسط کمیته‌ای متشکل از نمایندگان بیمه مرکزی، نماینده سندیکای بیمه‌گران و دو اکچوئر رسمی مورد تأیید بیمه مرکزی پیش‌بینی شده است. اما شرایط اقتصادی امروز یک سؤال جدید ایجاد می‌کند؛ اگر مفروضات اقتصادی پشت نرخ تغییر کرده باشند، آیا همان نرخ باید بدون بازبینی مبنای قرارداد قرار گیرد؟ این پرسش بسیار مهم است، زیرا نرخ بیمه در واقع یک پیش‌بینی درباره آینده است؛ اگر آینده تغییر کرده باشد، مفروضات نیز باید بازبینی شوند.

۱۴. نرخ مصوب؛ پایان بحث نیست

نرخ مصوب باید نقش مهم خود را در جلوگیری از رقابت ناسالم و نرخ‌شکنی حفظ کند. اما یک تفکیک مهم باید صورت گیرد؛ رعایت نرخ مصوب با کفایت اقتصادی نرخ یک موضوع نیست. ممکن است یک نرخ از نظر مقرراتی صحیح باشد، اما شرایط اقتصادی کشور بعد از تعیین آن نرخ به‌شدت تغییر کرده باشد. افزایش هزینه پزشکی، دارو، تجهیزات، دستمزد و سایر خدمات ممکن است باعث شود مفروضات اولیه دیگر معتبر نباشند. بنابراین، نرخ مصوب، اگر بر مفروضات گذشته بنا شده باشد، لزوماً نرخ اقتصادی امروز نیست.

۱۵. نقش بیمه مرکزی؛ بازبینی مفروضات، نه فقط بررسی نرخ

در شرایط فعلی شاید لازم باشد نگاه نظارتی یک گام جلوتر برود؛ سؤال نباید فقط این باشد، آیا نرخ رعایت شده است؟ بلکه باید پرسید:

آیا مفروضات اکچوئری و اقتصادی پشت نرخ هنوز معتبرند؟، این موضوع به‌ویژه در قراردادهای بزرگ درمانی اهمیت دارد. در شرایط جنگی و تورمی، شاید لازم باشد سازوکارهایی برای بازبینی دوره‌ای نرخ‌ها و مفروضات طراحی شود. این بازبینی می‌تواند بر اساس تغییرات معنادار در:

  • هزینه خدمات پزشکی،
  • هزینه دارو،
  • تجهیزات پزشکی،
  • تجربه خسارت،
  • نرخ ارز،
  • شرایط تأمین،
  • و سایر متغیرهای مؤثر انجام شود.

هدف این نیست که نرخ‌ها به‌صورت دلخواه افزایش یابند. هدف، حفظ تعادل اقتصادی قرارداد است.

 

۱۶. قراردادهای آینده باید «قابل بازبینی» باشند

یکی از پیشنهادهای مهم این مقاله، ایجاد مفهوم، «بند بازنگری اقتصادی و اکچوئری» در قراردادهای بزرگ و بلندمدت است. این بند نباید به بیمه‌گر اجازه دهد هر زمان که خواست قرارداد را تغییر دهد. بلکه باید از ابتدا مشخص کند که اگر شرایط اقتصادی به‌صورت غیرعادی تغییر کرد، چه سازوکاری برای بازبینی قرارداد وجود خواهد داشت. برای مثال، در صورت جهش قابل توجه در:

  • هزینه خدمات پزشکی،
  • هزینه دارو،
  • قیمت تجهیزات،
  • نرخ ارز،
  • یا تجربه خسارت،

طرفین بتوانند طبق یک سازوکار از پیش تعریف‌شده درباره شرایط قرارداد مذاکره و بازبینی کنند. این بازنگری می‌تواند شامل حق‌بیمه، فرانشیز، سقف تعهدات، شرایط پرداخت و دامنه پوشش باشد.

۱۷. قرارداد بیمه در شرایط بحران؛ از «ثابت» به «سناریومحور»

در اقتصاد باثبات، قراردادهای نسبتاً ثابت قابل دفاع‌اند؛ اما در اقتصاد جنگی و تورمی، قرارداد باید ظرفیت مواجهه با تغییر را داشته باشد. یعنی قرارداد ثابت به سمت قرارداد قابل بازبینی حرکت کند؛ این موضوع به‌خصوص برای قراردادهای بسیار بزرگ اهمیت دارد؛ زیرا هرچه اندازه قرارداد بزرگ‌تر باشد، خطای کوچک در نرخ‌گذاری می‌تواند اثر بسیار بزرگی بر نتیجه نهایی داشته باشد.

 

۱۸. آیا قراردادهای موجود را نیز باید بازبینی کنیم؟

پاسخ از منظر مدیریت ریسک، مثبت است؛ شرکت‌های بیمه باید قراردادهای بزرگ موجود را دوباره بررسی کنند، به‌خصوص قراردادهایی که:

  • حجم بالای بیمه‌شده دارند؛
  • وصول آنها مدت‌دار است؛
  • خسارت آنها رو به افزایش است؛
  • هزینه خدمات پزشکی به‌شدت افزایش یافته است؛
  • مطالبات قابل توجه دارند؛
  • یا قرارداد در شرایط اقتصادی کاملاً متفاوتی نسبت به امروز منعقد شده است.

یک سؤال بسیار ساده اما قدرتمند؛ اگر امروز می‌خواستیم همین قرارداد را با اطلاعات اقتصادی امروز منعقد کنیم، آیا با همین نرخ و همین شرایط آن را می‌پذیرفتیم؟ اگر پاسخ «خیر» است، باید علت آن مشخص شود؛ این سؤال می‌تواند بسیاری از قراردادهای پرریسک را آشکار کند.

 

۱۹. رشد حق‌بیمه؛ قدرت یا توهم؟

فرض کنید حق‌بیمه شرکت رشد بسیار زیادی کرده است. آیا این الزاماً خبر خوبی است؟ نه، باید دید:

  • آیا وصول نیز رشد کرده است؟
  • آیا مطالبات نیز رشد کرده‌اند؟
  • آیا زمان وصول افزایش یافته است؟
  • آیا خسارت سریع‌تر از حق‌بیمه رشد کرده است؟
  • آیا هزینه خسارت با سرعت بیشتری افزایش یافته است؟
  • آیا سرمایه متناسب با رشد ریسک افزایش یافته است؟

اگر پاسخ برخی از این سؤالات منفی باشد، ممکن است شرکت بزرگ‌تر شده باشد، اما قوی‌تر نشده باشد؛ این همان تفاوت میان، رشد فروش و رشد اقتصادی است.

۲۰. سود حسابداری در برابر سود اقتصادی

در محیط تورمی، سود حسابداری نیز باید با احتیاط بیشتری تفسیر شود؛ ممکن است شرکت سود شناسایی کند، اما:

  • بخشی از درآمد هنوز در مطالبات باشد.
  • ارزش واقعی مطالبات کاهش یافته باشد.
  • هزینه خسارت آینده هنوز کاملاً نمایان نشده باشد.
  • هزینه جایگزینی دارایی‌ها افزایش یافته باشد.
  • و سرمایه مورد نیاز برای ادامه فعالیت بیشتر شده باشد.

بنابراین، سود اسمی لزوماً به معنای افزایش قدرت اقتصادی شرکت نیست. این موضوع مستقیماً بر تقسیم سود، افزایش سرمایه، سرمایه‌گذاری و سیاست رشد اثر دارد.

 

۲۱. توانگری مالی؛ مسئله امروز نیست، ظرفیت فرداست

توانگری مالی نباید فقط در پایان دوره اندازه‌گیری شود؛ باید پرسید:

  • اگر همین روند مطالبات ادامه پیدا کند چه می‌شود؟
  • اگر هزینه خسارت بیشتر شود چه می‌شود؟
  • اگر نرخ ارز دوباره جهش کند چه می‌شود؟
  • اگر ذخایر افزایش پیدا کند چه می‌شود؟
  • اگر سرمایه با همین سرعت رشد نکند چه می‌شود؟

این نگاه یعنی حرکت از توانگری تاریخی به توانگری آینده‌نگر. شرکت باید قبل از آنکه فشار به توانگری در اعداد نهایی نمایان شود، آن را شناسایی کند.

 

۲۲. از ALM سنتی به ALM زمانی ـ تورمی

مدیریت دارایی و بدهی در صنعت بیمه باید علاوه بر زمان، به قدرت خرید نیز توجه کند. اگر تعهدات شرکت با تورم و ارز حرکت می‌کنند، آیا دارایی‌های شرکت نیز توان حفظ ارزش خود را دارند؟ اگر منابع شرکت در مطالبات قفل شده‌اند، آیا دارایی‌های نقدشونده کافی برای پرداخت خسارت وجود دارد؟ اگر پرداخت خسارت در آینده افزایش یابد، آیا ترکیب دارایی‌ها با آن سازگار است؟ بنابراین باید یک لایه جدید به ALM اضافه شود، مدیریت تطبیق زمانی ـ تورمی دارایی و بدهی. این موضوع در شرایط فعلی دیگر یک انتخاب لوکس نیست، یک ضرورت مدیریتی است.

۲۳. یک داشبورد جدید برای مدیرعامل و هیئت‌مدیره

در چنین محیطی، گزارش‌های سنتی دیگر کافی نیستند؛ پیشنهاد این مقاله، ایجاد «داشبورد شکاف زمانی ـ تورمی» است. این داشبورد باید حداقل شامل موارد زیر باشد:

  • حق‌بیمه تولیدی؛
  • حق‌بیمه وصول‌شده؛
  • مطالبات جاری؛
  • مطالبات سررسید گذشته؛
  • مطالبات سنواتی؛
  • متوسط زمان وصول؛
  • توزیع سنی مطالبات؛
  • سهم فروش اقساطی؛
  • روند هزینه خسارت؛
  • تورم اختصاصی هر رشته؛
  • روند نرخ ارز؛
  • وابستگی خسارت به ارز؛
  • سرعت پرداخت خسارت؛
  • وضعیت ذخایر؛
  • نقدینگی؛
  • سرمایه؛
  • و وضعیت توانگری.

مدیرعامل باید بتواند با یک نگاه پاسخ دهد ” آیا سرعت ورود منابع به شرکت از سرعت افزایش هزینه تعهدات عقب افتاده است؟”

 

۲۴. پنج سؤال که هر مدیرعامل بیمه باید بپرسد

  • سؤال اول

از حق‌بیمه تولیدی، چه مقدار واقعاً به نقدینگی تبدیل شده است؟

  • سؤال دوم

متوسط زمان وصول چقدر است و توزیع واقعی زمان وصول چگونه است؟

  • سؤال سوم

در فاصله میان صدور بیمه‌نامه تا وصول حق‌بیمه، هزینه واقعی خسارت چه تغییری کرده است؟

  • سؤال چهارم

اگر منابع امروز در اختیار شرکت بود، چه ارزش اقتصادی یا درآمد سرمایه‌گذاری می‌توانست ایجاد کند؟

  • سؤال پنجم

آیا رشد پرتفوی با نقدینگی، ذخایر، سرمایه و توانگری متناسب همراه شده است؟

این پنج سؤال می‌تواند کیفیت رشد یک شرکت بیمه را بسیار بهتر از رقم خام حق‌بیمه نشان دهد.

۲۵. پنج اقدام فوری صنعت بیمه

۱. بازنگری کامل مطالبات

مطالبات باید بر اساس سن، مشتری، رشته، کیفیت وصول و زمان باقی‌مانده تا وصول طبقه‌بندی شوند. اما یک شاخص جدید نیز باید اضافه شود، هزینه اقتصادی زمان وصول.

۲. بازبینی قراردادهای بزرگ

تمام قراردادهای بزرگ، به‌خصوص درمان و شخص ثالث، باید از منظر امروز دوباره ارزیابی شوند. نه فقط از منظر اینکه در زمان انعقاد سودده بوده‌اند، بلکه از منظر اینکه، امروز هنوز اقتصادی هستند یا خیر؟

۳. اتصال فروش به وصول

هدف فروش نباید صرفاً تولید حق‌بیمه باشد؛ باید بخشی از ارزیابی عملکرد بر اساس، کیفیت فروش + سرعت وصول + نتیجه فنی باشد.

۴. ایجاد کمیته قراردادهای پرریسک

برای قراردادهای بزرگ، حضور مشترک، فنی، مالی، اکچوئری، ریسک، وصول و سرمایه‌گذاری ضروری است.

۵. سناریونویسی برای شرایط بدتر

شرکت نباید فقط سناریوی عادی داشته باشد؛ باید بداند اگر، ارز جهش کند، تورم بیشتر شود، هزینه درمان افزایش پیدا کند، مطالبات دیرتر وصول شود و خسارت بیشتر شود، چه اتفاقی برای نقدینگی، ذخایر، سرمایه و توانگری خواهد افتاد.

 

۲۶. یک تغییر پارادایم برای صنعت بیمه

نگاه گذشته نگاه مورد نیاز امروز
حق‌بیمه تولیدی حق‌بیمه وصول‌شده
حجم فروش کیفیت اقتصادی فروش
مطالبات سررسید گذشته کل مطالبات با لحاظ زمان
سود اسمی سود اقتصادی
تورم عمومی تورم اختصاصی خسارت
خسارت ریالی خسارت با منشأ اقتصادی ریالی و ارزی
قرارداد ثابت قرارداد قابل بازبینی
نرخ مصوب کفایت اقتصادی نرخ
رشد پرتفوی رشد قابل پشتیبانی
توانگری تاریخی توانگری آینده‌نگر
ALM سنتی ALM زمانی ـ تورمی
مدیریت فروش مدیریت ارزش

 

۲۷. یک سؤال سخت برای مدیران صنعت بیمه

شاید مهم‌ترین سؤال این مقاله همین باشد؛ اگر امروز تمام قراردادهای بزرگ شرکت را با شرایط اقتصادی امروز دوباره قیمت‌گذاری می‌کردیم، آیا همان قراردادها را با همان نرخ و همان شرایط می‌پذیرفتیم؟ اگر پاسخ برای بخشی از قراردادها «خیر» است، پس مسئله فقط آینده نیست؛ مسئله همین امروز در صورت وضعیت مالی(ترازنامه) شرکت وجود دارد و باید شناسایی شود. زیرا قراردادهایی که در شرایط اقتصادی گذشته منعقد شده‌اند، ممکن است امروز به یکی از منابع اصلی ریسک شرکت تبدیل شده باشند.

 

۲۸. جمع‌بندی نهایی؛ وقت آن است که صنعت بیمه تکان بخورد

اقتصاد ایران دیگر اقتصادی نیست که بتوان صنعت بیمه را با مفروضات گذشته اداره کرد؛ در شرایط جنگی و تورمی، شرکت بیمه با یک عدم تقارن بسیار جدی روبه‌روست:

  • حق‌بیمه امروز،
  • وصول فردا،
  • و خسارت با قیمت فردا.

اگر این فاصله کوتاه باشد، قابل مدیریت است؛ اما اگر این فاصله طولانی شود و هم‌زمان تورم، ارز و هزینه خسارت با سرعت بالا حرکت کنند، شکاف اقتصادی می‌تواند به‌سرعت بزرگ شود. آنچه در ظاهر «مطالبات» است، ممکن است در واقع سرمایه‌ای باشد که ارزش اقتصادی آن در حال فرسایش است؛ آنچه در ظاهر «رشد حق‌بیمه» است، ممکن است بخشی از آن صرفاً رشد اسمی باشد؛ آنچه در ظاهر «سود» است، ممکن است هنوز قدرت اقتصادی لازم برای پوشش تعهدات آینده را نداشته باشد و آنچه در ظاهر «نرخ مصوب» است، ممکن است اگر بر مفروضات گذشته بنا شده باشد، دیگر نرخ اقتصادی امروز نباشد. بنابراین صنعت بیمه نیازمند یک تغییر نگاه است. باید از، مدیریت فروش به مدیریت ارزش حرکت کند؛ از مطالبات به ارزش زمانی مطالبات حرکت کند؛ از نرخ‌گذاری گذشته به نرخ‌گذاری آینده‌نگر حرکت کند؛ از توانگری تاریخی به توانگری آینده‌نگر حرکت کند؛ و از قراردادهای ثابت به قراردادهای قابل بازبینی و سناریومحور حرکت کند.

سخن پایانی؛ زمان دیگر فقط زمان نیست

اقتصاد تورمی یک درس مهم به صنعت بیمه می‌دهد:

  • زمان قیمت دارد.
  • زمان وصول حق‌بیمه قیمت دارد.
  • زمان نگهداری مطالبات قیمت دارد.
  • زمان خواب سرمایه قیمت دارد.
  • زمان رسیدگی به خسارت قیمت دارد.
  • زمان پرداخت خسارت قیمت دارد.
  • و در شرایط جنگی، زمان می‌تواند به یک ریسک استراتژیک تبدیل شود.

بنابراین شاید دیگر کافی نباشد که مدیرعامل از خود بپرسد؛ «چقدر حق‌بیمه فروخته‌ایم؟» باید بپرسد:

  • «چه مقدار از این حق‌بیمه واقعاً به منابع اقتصادی تبدیل شده است؟»
  • «چه زمانی به منابع تبدیل می‌شود؟»
  • «در آن زمان چه مقدار قدرت خرید خواهد داشت؟»
  • «و آیا برای پرداخت خسارت فردا کافی خواهد بود؟»

این پرسش‌ها باید به سطح هیئت‌مدیره، مدیرعامل، معاونت فنی، مالی، اکچوئری، ریسک و حتی نهاد ناظر منتقل شود؛ زیرا مسئله دیگر فقط مسئله یک شرکت بیمه نیست. مسئله، پایداری اقتصادی صنعت بیمه در شرایطی است که قیمت امروز و هزینه فردا دیگر فاصله کوچکی با یکدیگر ندارند و شاید مهم‌ترین پیام این مقاله همین باشد، نرخ بیمه باید برای ریسک آینده تعیین شود، نه برای اقتصادی که دیگر وجود ندارد و در نهایت، حق‌بیمه امروز، اگر ماه‌ها بعد وصول شود، دیگر همان حق‌بیمه امروز نیست؛ اما خسارت فردا، با قیمت فردا از شرکت مطالبه خواهد شد. اگر این فاصله را نبینیم، ممکن است شرکتی را مدیریت کنیم که روی کاغذ در حال رشد است، اما در واقعیت هر روز بخشی از قدرت اقتصادی خود را از دست می‌دهد.

* کارشناس و مدرس حوزه مالی و بیمه




ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد
.
.
.
.