«جنگ رمضان» برای بخش صنعت، فراتر از یک رویداد امنیتی، به معنای ورود به یک دوره رکود ناگهانی و شوک ساختاری بود. برای بسیاری از واحدهای تولیدی، پایان درگیریهای نظامی، آغاز چالشی بزرگتر به نام «بقاء» محسوب میشود. اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه، افزایش هزینههای لجستیک و از همه مهمتر، قفل شدن جریان نقدینگی، اکنون به گلوگاههایی تبدیل شدهاند که میتوانند حتی باثباتترین بنگاههای اقتصادی را نیز از پای درآورند. در چنین شرایطی، سیاستگذاری بانکی باید از مدلهای سنتی و کند فاصله بگیرد و به سمت «پشتیبانی ضربتی» حرکت کند.
بانک صنعت و معدن در خط مقدم احیای تولید پس از جنگ رمضان
بانک صنعت و معدن در خط مقدم احیای تولید پس از جنگ رمضان

به گزارش دیوان اقتصاد، بانک صنعت و معدن در نقش بانک تخصصی این حوزه، اکنون این استراتژی را در پیش گرفته است. مواضع اخیر دکتر محمود شایان، مدیرعامل این بانک نیز نشاندهنده همین استراتژی است: تزریق فوری سرمایه در گردش برای جلوگیری از توقف تولید، و احیای واحدهای آسیبدیده از طریق منابع داخلی و خطوط اعتباری ویژه دولت. این رویکرد، میتواند جلوی تبدیل یک بحران مقطعی به رکودی بلندمدت را بگیرد.
بازدید اخیر مدیر عامل بانک از واحدهای صنعتی استان البرز، با همراهی معاون استاندار و مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان ، فراتر از یک بازدید تشریفاتی بود. در فضای پس از جنگ، فاصله میان تصمیمگیریهای کلان در تهران و واقعیتِ کفِ کارخانه، تعیینکننده است. بسیاری از واحدهای آسیبدیده با مشکلات منحصربهفردی روبهرو هستند؛ یکی ممکن است تنها به دلیل تأخیر در پرداختهای جاری و عدم امکان خرید مواد اولیه متوقف شده باشد، و دیگری نیازمند بازسازی اساسی تجهیزات به دلیل خسارتهای فیزیکی مستقیم است. بانک اگر بخواهد مؤثر عمل کند، باید تفاوت واحدها را ببیند. کارخانهای که مشکلش سرمایه در گردش است، نیاز به پاسخ متفاوتی دارد؛ با واحدی که باید بخشی از خط تولیدش بازسازی شود. در همین بازدیدها هم شایان، پس از شنیدن مسائل تولیدکنندگان آسیبدیده، آمادگی بانک را برای مساعدت اعلام کرده است.
سرمایه در گردش؛ اکسیژنِ خطوط تولید
در میان اولویتهای بانک صنعت و معدن، «تأمین سرمایه در گردش» واحدهای تولیدی در صدر قرار گرفته است. تصمیمی کاملاً هوشمندانه در شرایط فعلی، با توچه به این که بسیاری از واحدهای صنعتی با وجود داشتن ظرفیت تولید و بازار مصرف، به دلیل کمبود نقدینگی در چرخه تأمین، قادر به فعالیت نیستند. سرمایه در گردش در چنین فضایی، حکم اکسیژن را دارد. اگر این منابع به موقع تزریق نشود، حتی واحدهایی که از آسیبهای فیزیکی جنگ مصون ماندهاند، به دلیل «اثر دومینویی»نقدینگی، دچار توقف خطوط تولید خواهند شد. اولویت دادن به این بخش، نشان میدهد بانک بر «پیشگیری از توقف» تمرکز دارد تا «درمان پس از توقف».
صنایع حیاتی در مرکز ثبات بازار و معیشت
در میان بخشهایی که مورد تأکید بانک صنعت و معدن قرار گرفتهاند، صنایع غذایی جایگاه ویژهای دارند. دلیل این اولویت روشن است؛ هر اختلالی در این صنعت، مستقیماً به بازار مصرف و معیشت خانوار منتقل میشود. وقتی واحد غذایی آسیب میبیند یا به دلیل کمبود نقدینگی از ظرفیت میافتد، پیامد آن فقط در ترازنامه بنگاه دیده نمیشود؛ در زنجیره تأمین کالاهای اساسی، در قیمت، در دسترسی و در آرامش بازار خود را نشان میدهد.
شایان نیز با تأکید بر رفع مشکلات صنایع غذایی آسیبدیده، این حمایت را در پیوند با تقویت معیشت مردم و پایداری زنجیره تأمین کالاهای اساسی تعریف کرده است. این نگاه، اهمیت زیادی دارد؛ چون نشان میدهد اولویتبندی بانک صرفاً بر مبنای خسارت مالی بنگاهها انجام نشده، بلکه آثار اجتماعی و عمومی هر بخش نیز در نظر گرفته شده است. از این منظر، حمایت از صنایع غذایی، نوعی مداخله پیشگیرانه برای جلوگیری از گسترش آثار بحران به سطح مصرف روزمره جامعه است.
صنایع دارویی نیز ، در زمره اولویتهای اصلی قرار گرفتهاند. چرا که در دورههای بحرانی، هر وقفهای در زنجیره تولید دارو و محصولات مرتبط با سلامت، اثراتی فراتر از اقتصاد برجای میگذارد. اینجا مسئله فقط تداوم فعالیت یک بنگاه نیست؛ موضوع، استمرار دسترسی جامعه به اقلام حیاتی است.
بر همین اساس، تأکید بر حمایت از صنایع دارویی به دلیل نقش حیاتی آن در سلامت جامعه، نشان میدهد که بانک صنعت و معدن در سیاست حمایتی خود، صنایع را صرفاً بر اساس میزان سرمایهگذاری یا حجم ترازنامه رتبهبندی نکرده، بلکه جایگاه راهبردی آنها را نیز در نظر گرفته است. بازدید از یک شرکت دانشبنیان تولید محصولات دارویی و غذایی هم این پیام را تقویت میکند که در این مرحله، نگاه حمایتی بانک به بنگاههای دارای نقش حیاتی و فناورانه نیز معطوف شده است.
حفظ اشتغال به عنوان سنجه واقعی کارآمدی حمایت در بحرانهای صنعتی، اشتغال معمولاً آخرین بخشی است که در اطلاعیهها دیده میشود، اما اولین بخشی است که در زندگی مردم اثر میگذارد. توقف یک خط تولید، فقط به معنای کاهش خروجی کارخانه نیست؛ به معنای نااطمینانی برای نیروی کار، فشار بر خانوادهها و گسترش اضطراب اقتصادی در محیطهای محلی است. به همین دلیل،وقتی بانک صنعت و معدن از استمرار تولید، حفظ اشتغال، تأمین مواد اولیه و جلوگیری از توقف خطوط تولید سخن میگوید، در واقع از زنجیرهای حرف میزند که از کارخانه آغاز میشود و به جامعه میرسد.
این بخش از رویکرد بانک، زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بسیاری از واحدهای آسیبدیده، حتی اگر از نظر فنی قابل بازگشت باشند، در صورت طولانی شدن فرایند حمایت، ممکن است ناچار به کاهش نیروی کار شوند. بنابراین، کارآمدی حمایت بانکی فقط در پرداخت تسهیلات خلاصه نمیشود؛ در این سنجیده میشود که آیاتوانسته زمان بحران را کوتاه کند و مانع خروج نیروی انسانی از چرخه تولید شود یا نه.
تعهد به بازگشت کامل واحدها تا لحظه احیای واقعی
یکی از مهمترین بخشهای مواضع اعلامشده از سوی مدیرعامل بانک صنعت و معدن، تأکید بر تعهد بانک برای همراهی با فعالان صنعتی تا بازگشت کامل واحدهای آسیبدیده به چرخه تولید است. این سیاست ،اگر مبنای پیگیری مرحلهبهمرحله پروندهها قرار گیرد، میتواندبه مزیت اصلی بانک تبدیل شود.
بازگشت یک واحد صنعتی به چرخه تولید، فرایندی مرحلهبهمرحله و نیازمند حمایت هدفمند است. این فرایند شامل عبور واحد از خطر توقف و تعطیلی، تثبیت تأمین مواد اولیه، بازیابی ظرفیت تولید و رسیدن به فروش مستمر و نقدینگی پایدار است. هر یک از این مراحل، ابزار مالی، زمانبندی و تصمیم متناسب خود را میطلبد. بانک صنعت و معدن با درک کامل این مسیر و ارائه حمایت دقیق و متناسب در هر مرحله، نقش خود را از تأمینکننده صرف منابع مالی فراتر برده و به بازیگری فعال و همراهی واقعی در احیای واحدهای تولیدی و بازگرداندن آنها به مسیر پایداری تبدیل شده است.
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد




















































































