در سپهر اقتصاد نوین، دیگر ثروتِ یک بنگاه اقتصادی را در خروجی خطوط تولید یا مساحت کارخانههای آن نمیتوان جستوجو کرد؛ امروزه، گنجینههای حقیقیِ کسبوکارهای پیشرو، در دنیای «ناپیداها» نهفته است.
چگونه با بیمه از داراییهای نامشهود سازمان خود محافظت كنیم؟
چگونه با بیمه از داراییهای نامشهود سازمان خود محافظت كنیم؟

به گزارش دیوان اقتصاد، در عصری که بیش از ۸۰ درصد ارزشِ بازاری شرکتهایِ تراز اول جهان، نه در داراییهای مشهود، که در قلمرو سیال و آسیبپذیرِ «داراییهای نامشهود» (Intangible Assets) ریشه دارد، بقای سازمانها بیش از هر زمان دیگری به صیانت از ایدهها، اسرار تجاری، کدهای نرمافزاری و اعتبارِ برند گره خورده است. اما این «جهش در ارزشآفرینی»، با یک پارادوکسِ هولناک همراه بوده است: این داراییها به همان اندازه که مقیاسپذیر و موتورِ رشدِ سازمانها هستند، در برابر توفانهای حقوقی و تهدیدهای امنیتی نیز بیدفاعاند. مطلبِ پیشرو، نه تنها به کالبدشکافیِ این دگرگونیِ ساختاری در ترازنامههای مدرن میپردازد، بلکه برای مدیرانی که بقای بنگاهشان در گروی حفاظت از این سرمایههای معنوی است، نقشهراهی عملیاتی برای «شناسایی، ارزیابی و انتقال ریسک» از طریق ابزارهای نوینِ بیمهای ترسیم میکند.
۱. پیشدرآمد: تغییر جهت کانون ارزشآفرینی در کسبوکارها
در حال حاضر، هسته اصلی ارزش بازار در بیش از ۸۰ درصد از شرکتهای پیشرو در جهان، از داراییهای مشهود (نظیر زمین، ساختمان، ماشینآلات و موجودی کالا) به سمت «داراییهای نامشهود» (IA)[1] تغییر جهت داده است. داراییهای نامشهود، چتری مفهومی است که دو رکن کلیدی را در بر میگیرد:
مالکیت فکری (IP)[2]
سرمایه فکری (IC)[3]
این داراییها، برخلاف منابع فیزیکی، نمودی عینی ندارند؛ با این حال، در اقتصاد دانشبنیان امروز، پیشرانِ اصلی خلق ارزش، متمایزسازی رقابتی و سودآوری پایدار به شمار میروند.
ارکان مالکیت فکری: حق اختراع[4]، نشان و نام تجاری[5]، کپیرایت یا حق نشر[6]، طرحهای صنعتی ثبتشده[7] و اسرار تجاری[8].
ارکان سرمایه فکری: دانش فنی[9]، ساختارها و فرآیندهای سازمانی، تخصص و مهارتهای نیروی انسانی، نرمافزارهای اختصاصی، الگوریتمها و شبکههای ارتباطی با مشتریان.
۲. پویایی ارزش بازاریِ داراییهای نامشهود
نتایج بررسی چهار دهه روند ارزش بازاریِ ۵۰۰ شرکت برتر بورس آمریکا (شاخص اساندپی ۵۰۰)[10]، حاکی از یک دگرگونی بنیادین در مدلهای درآمدزایی است:
در سال ۱۹۷۵، حدود ۸۳ درصد از ارزش شرکتها متکی به داراییهای فیزیکی بود و سهم داراییهای نامشهود تنها به ۱۷ درصد میرسید.
در سال ۱۹۹۵، سهم داراییهای نامشهود به ۴۶ درصد افزایش یافت.
بر اساس گزارش جهانی معتبر ای.او.ان-پونمون، تا سال ۲۰۱۸، سهم داراییهای نامشهود از مرز ۸۵ درصد از کل ارزش شرکتها عبور کرد[11].
در سال ۲۰۱۹، ارزش کل داراییهای نامشهود شرکتهای این شاخص به بیش از ۲۱ هزار میلیارد دلار رسید.
این روند گویای آن است که غولهای صنعتی و نفتی گذشته، جای خود را به شرکتهای فناوریمحور و بنسازههای دیجیتال دادهاند.
۳. ویژگی بنیادین: مقیاسپذیری[12] با هزینه نهایی ناچیز
تمایز بنیادین داراییهای نامشهود در «مقیاسپذیری خیرهکننده» آنهاست. در صنایع سنتی، تولید هر واحد کالا نیازمند صرف مواد اولیه و ساعات کار جدید است، اما در کسبوکارهای مدرن، یک نرمافزار، الگوریتم هوش مصنوعی، فرمولاسیون دارویی یا زنجیره داده، پس از مرحله طراحی اولیه، با هزینهای نزدیک به صفر در سطح بینالمللی تکثیر میشود. همین قابلیت است که رشد برقآسا را ممکن میسازد، اما همزمان، آسیبپذیریهای حقوقی و مالی شدیدی را پدید میآورد.
۴. خطاهای ادراکی رایج درباره داراییهای نامشهود
۱. خطای تکبُعدینگری (تمرکز صرف بر حق اختراع): پنداشت اشتباهی که دارایی نامشهود را فقط منحصر به «حق اختراع یا پتنت» میداند. در حالی که کدهای منبع نرمافزار، اسرار تجاری و فرآیندهای تجاری اختصاصی، در اغلب اوقات، ارزشی به مراتب فراتر از اختراعات ثبتشده دارند.
۲. خطای اتکا به ارقام دفاتر مالی: استانداردهای رسمی حسابداری (مانند استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی[13] و استانداردهای ملی)، داراییهای نامشهود تولیدشده در درون بنگاه را در ترازنامه درج نمیکنند. این عدمثبت در دفاتر به اشتباه به منزله «بیارزش بودن» تلقی میشود.
۳. توهم امنیتِ کامل با ثبت رسمی: این تصور که دریافت گواهی ثبت اختراع مصونیت مطلق میآورد. ثبت رسمی، صرفاً دستاویزی حقوقی است تا در صورت لزوم بتوان در دادگاه علیه نقضکنندگان طرح، دعوی نمود، نه مانعی برای جلوگیری فیزیکی از نقض حق.
۴. پوششانگاری بیمههای غیرمرتبط: اتکا به بیمهنامههای مسئولیت مدنی عمومی[14] یا مسئولیت مدیران و کارکنان (D&O) [15]؛ درحالیکه این بیمهنامهها اختلافات مالکیت فکری را صراحتاً استثنا میکنند.
۵. تفکیک ساختاری مالکیت فکری و سرمایه فکری
مالکیت فکری: به دو گروه «ثبتشده» (نظیر حق اختراع، علامت تجاری و طرحهای صنعتی) و «ثبتنشده» (نظیر حق نشر، یا علائم مشمول قواعد عرفی بازرگانی) تقسیم میشود. در حقوق ثبتشده، قانونگذار، اصل را بر صحت حق مالک میگذارد و اثبات خلاف آن یا اثبات عدم نقض بر عهده طرف مقابل است، درحالیکه در حقوق ثبتنشده، بارِ اثبات تخلف کاملاً بر دوش شاکی است.
سرمایه فکری: دربرگیرنده سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی و ارتباطات راهبردی است. ارزش سرمایههای فکری برخلاف داراییهای فیزیکی، دچار استهلاک دفتری مستمر نمیشود، بلکه از طریق توسعه شبکههای ارتباطی و کاربرد وسیعتر، افزایش مییابد (به عنوان نمونه سرمایه فکری شرکتهایی نظیر گوگل[16]، اوبر[17] و متا[18]).
ارتباط متقابل شدیدی میان مالکیت و سرمایه فکری وجود دارد: معمولاً محصول جدید بر بستر «سرمایه فکری» (تیم تحقیق و توسعه و دانش فنی) خلق میشود و سپس با ابزار «مالکیت فکری» (حق ثبت اختراع) از آن محافظت میشود.
۶. ماتریس ارزیابی ریسکهای داراییهای نامشهود
نوع دارایی نامشهود
مالک دارایی[19]
شخص ثالث / متهم نقض
حق اختراع
ریسک ابطال گواهی در محاکم قضایی، از دست رفتن انحصار و بیاثر شدن قراردادهای اعطای گواهی.
متهم شدن به نقض حقوق اختراع رقیب و مواجهه با خسارتهای سنگین دادگاهی.
علامت تجاری
ریسک ابطال ثبت در اثر عدماستفاده، یا تبدیل شدن نام تجاری به نامی عامی[20] و زوال تمایز.
مواجهه با دعوای تقلب تجاری، گمراهسازی خریداران و سوءاستفاده از شهرت دیگری.
طرحهای صنعتی
ابطال اعتبار ثبت و از بین رفتن حق انحصاری بهرهبرداری تجاری از ظاهر محصول.
دعوای ورود خسارت به دلیل تقلید از ویژگیهای بصری و تجاری محصول رقیب.
حق نشر
دشواری اثبات اصالت، از دست رفتن کنترل بر نشر و بازتولید غیرمجاز اثر در فضای دیجیتال.
محکومیت به پرداخت خسارت به دلیل استفاده از کدهای نرمافزاری یا محتوایِ تحت مالکیت دیگران.
اسرار تجاری
ریسک غیرقابل جبرانِ درز اطلاعات محرمانه (توسط کارمند یا نفوذ امنیتی)؛ رازی که فاش شود هرگز بازنمیگردد.
اتهام تصاحب و بهکارگیری اطلاعات محرمانه رقیب بهواسطه جذب نیروهای سابق آن شرکت.
نرمافزارهای اختصاصی[21]
افشای ناخواسته منبعکدها، از دست رفتن محرمانگی الگوریتمها و سرقت نوآوریها.
ادعای استفاده غیرمجاز، مشتقسازی یا کپیبرداری غیرقانونی از ساختار نرمافزارهای دیگران.
نام و اعتبار تجاری
تخریب وجهه عمومی و افت سریع ارزش نام تجاری در اثر بحرانهای رسانهای یا خطاهای عملیاتی.
آسیب اعتباری جانبی در نتیجه همکاری یا ارتباط با نامهای تجاری بدنام یا مقصر در بحرانها.
۷. تهدیدهای درونی و بیرونی
الف) تهدیدهای درونی[22]
تجربه نشان داده است سهمگینترین تهدیدها برای سرمایه فکری، ریشه در درون سازمان دارد. سازمانها پیوسته از ناحیه درز اطلاعات محرمانه از سوی کارکنان ضربه میخورند. با اینکه حفظ اسرار تجاری نسبت به ثبت حق اختراع، مزیت دارد (مانند فرمول محرمانه کوکاکولا[23] یا کیافسی[24] که تاریخ انقضای ۲۰ ساله ندارند)، اما ریسک سرقت آنها بسیار بالاست.
مطالعه موردی: در پرونده مشهور سرقت اسرار خودروهای خودران شرکت گوگل توسط «آنتونی لواندوفسکی»[25] و انتقال آن به اوبر، فرد خاطی به پرداخت ۷۵۷ هزار دلار غرامت، ۹۵ هزار دلار جریمه نقدی و ۱۸ ماه حبس محکوم شد. همین امر زنگ خطری است برای کارفرمایانی که با استخدام مدیران یا کارشناسان شرکتهای رقیب، ندانسته زمینه ادعای نقض اسرار تجاری را علیه خود فراهم میکنند.
ب) تهدیدهای بیرونی[26]
تهدیدهای بیرونی، مدیریتِ دشوارتری دارند:
جعل و تقلید کالا[27]: این حوزه بازاری غیرقانونی، گردش مالی سالانه ۹۱۷ میلیارد دلار ایجاد کرده است که علاوه بر فرسایش درآمدها، به نام تجاری، لطمه جدی میزند.
استهلاک مالی ناشی از دعاوی[28]: رقبای غولپیکر گاه نه به قصد برد حقوقی، بلکه با هدف ورشکست کردن شرکتهای نوپا و متوسط (SME)[29] در هزینههای دادرسی، دعواهایِ نقض حقوقی راه میاندازند تا آنها را ناچار به تسلیم یا مصالحه تحمیلی کنند.
۸. فرایند دعاوی نقض و ابعاد مالی آن
نقض، زمانی رخ میدهد که شخصی بدون کسب مجوز رسمی، از حق مالکیت فکری دیگری بهرهبرداری کند. کمتر از ۲ درصد از کل حقوق اختراع در دادگاه به دعوای رسمی کشیده میشوند (برای مثال در آمریکا از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲، از بین بیش از ۳/۳ میلیون حق اختراع، ۲۳۰۱۴ دعوا ثبت شد؛ یعنی حدود ۷/۰ درصد). با این حال، هزینه همین اقلیت ناچیز میتواند کمرشکن باشد.
توزیع جغرافیایی دعاوی ثبت اختراع در جهان (۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲):
چین: ۳۰,۰۰۰ فقره
آمریکا: ۲۳,۰۱۴ فقره
آلمان: ۸,۷۴۰ فقره
فرانسه: ۲,۳۹۰ فقره
ایتالیا: ۱,۳۲۵ فقره
ژاپن: ۱,۲۶۵ فقره
هند: ۱,۲۲۵ فقره
تایوان: ۱,۰۸۸ فقره
انگلستان: ۸۰۷ فقره
کانادا: ۵۱۰ فقره
استرالیا: ۴۷۲ فقره
بر اساس پژوهش مؤسسه خدمات حرفهای پی.دابلیو.سی (PwC)[30] در سال ۲۰۱۵، متوسط هزینه دادرسی دعاوی حق اختراع در کشوری مانند استرالیا به ۲ میلیون دلار استرالیا میرسد که پرداخت آن برای اغلب بنگاههای کوچک و متوسط مساوی با ورشکستگی قطعی است. در محاکم آمریکا نیز رقم میانه غرامتهای صادره در دهه گذشته، ۴/۵ میلیون دلار آمریکا بوده است که در صنایع داروسازی، زیستفناوری، تجهیزات پزشکی و ارتباطات، ارقامی بهمراتب سنگینتر ثبت شده است.
۹. بیمه داراییهای نامشهود[31] چیست؟
بیمه داراییهای نامشهود، سازوکاری مالی و پوششی است که زیانهای مالی و هزینههای حقوقیِ ناشی از دعاوی پیرامون این داراییها را جبران میکند. این بیمهنامه به دو شکل اصلی عمل میکند:
پوشش تهاجمی / تعقیب دعوی[32]: تأمین مخارج دادرسی و حقالوکاله برای تعقیب قضایی رقبایی که حقوق شرکت را نقض کردهاند.
پوشش تدافعی[33]: جبران هزینههای گزاف وکیل و کارشناس رسمی، دفاع در محاکم و نیز پرداخت غرامتهای ناشی از محکومیت ناخواسته، بهعلاوه جبران سود از دست رفته[34].
داشتن این بیمهنامه، اهرم مذاکره بسیار قدرتمندی به سازمان میبخشد؛ چراکه رقبای بزرگ متوجه میشوند این بنگاه توان پرداخت هزینههای دادرسی طولانیمدت را با پشتوانه بیمهگر دارد و نمیتوان آن را با تهدیدهای حقوقی مرعوب کرد.
۱۰. چارچوب راهبردی چهارمرحلهای برای مدیریت ریسک داراییهای نامشهود
یک سازمان دوراندیش برای بقا در اقتصاد دانشبنیان باید الگوی زیر را پیاده کند:
۱. شناسایی داراییها: اجرای حسابرسی و ممیزی داراییهای نامشهود جهت احصای دقیق کلیه کدهای نرمافزاری، اسرار تجاری، حقوق اختراع، روشهای تولید، فهرست مشتریان و قراردادها.
۲. ارزیابی ریسک: سنجش میزان آسیبپذیری هر دارایی و محاسبه اندازه خسارت در صورت افشا، ابطال یا ادعای رقیب. برای نمونه، اگر ۶۰ درصد مزیت شرکت حاصل از طرحهای بخش تحقیق و توسعه است، بررسی شود که آیا قراردادهای کار پرسنل متضمن بندهای حفظ محرمانگی و عدمرقابت هست یا خیر.
۳. مدیریت درونی ریسک: اعمال کنترلهای سایبری، تدوین رویههای امنیت داده، امضای توافقنامههای الزامآور عدمافشا (NDA)[35]، ایجاد پروتکلهای خروج نیروی انسانی و تفکیک دسترسیها به اطلاعات حیاتی.
۴. انتقال ریسک: از آنجا که کلیه ریسکها از مسیر تدابیر داخلی قابل رفع نیستند، سازمان باید منطق هزینه-فایده را بسنجد؛ اگر پیامد مالی تخلف یا اقامه دعوی فراتر از توان بقای شرکت است، باید بخش اعظم ریسک مالی از طریق انعقاد قراردادهای جامع «بیمه داراییهای نامشهود» به نهادهای بیمهگر، واگذار گردد.
۱۱. فرجامسخن
هماکنون، داراییهای نامشهود نیرو محرکه اصلی در ارزش بازاریِ بنگاههای معاصر محسوب میشوند. با وجود توان خلق بازدهی شگفتانگیز، اتکای انحصاری به این داراییها، بنگاه را در برابر ریسکهای مهلکِ دادرسی، سرقت فناوری و ابطال حقوق انحصاری آسیبپذیر میسازد. مجهز شدن به دانش ارزیابی ریسک، استقرار پروتکلهای حفاظتی و در نهایت بهرهگیری هوشمندانه از بیمه داراییهای نامشهود، نه یک گزینه حاشیهای، بلکه شرطی ضروری برای تابآوری، صیانت از ارزش شرکت و استمرار سودآوری در عرصه رقابت جهانی است.
[1] Intangible Asset
[2] Intellectual Property
[3] Intellectual Capital
[4] Patent
[5] Trademark
[6] Copyright
[7] Registered Designs
[8] Trade Secrets
[9] Know-How
[10] S&P 500
[11] Financial Statement Impact of Intellectual Property & Cyber Assets: 2020 Aon-Ponemon Global report
[12] Scalability
[13] International Financial Reporting Standards (IFRS)
[14] General Liability
[15] Directors and Officers
[16] Google
[17] Uber
[18] Meta
[19] Owner Perspective
[20] Genericized
[21] Proprietary Software
[22] The Inside Threat
[23] Coca-Cola
[24] KFC
[25] Anthony Levandowski
[26] The Outside Threat
[27] Counterfeiting
[28] Litigation Exhaustion
[29] Small and Medium Enterprise
[30] PriceWaterhouseCoopers
[31] IA Insurance
[32] Pursuit / Enforcement
[33] Defense
[34] Loss of Profits
[35] Non-disclosure agreement
ترجمه، تدوین و ویراستاری: دفتر پایگاه خبری تازههای بیمه ایران و جهان
منبع خبر منبع: گروه آی.آی.پی (IIP Group)، تاریخ دسترسی: مهر ۱۴۰۵ (سپتامبر ۲۰۲۶)
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد
























































































