با نزدیکشدن پروژه فولادسازی مجتمع فولاد میانه به بهرهبرداری، یک حلقه مهم از زنجیره فولاد شمالغرب کشور در آستانه تکمیل قرار گرفته است.
از آهن اسفنجی تا میلگرد؛ فولاد آذربایجان در مسیر تکمیل زنجیره ارزش
از آهن اسفنجی تا میلگرد؛ فولاد آذربایجان در مسیر تکمیل زنجیره ارزش

به گزارش دیوان اقتصاد به نقل از شمانیوز، صنعت فولاد ایران سالهاست با یک مسئله ساختاری مواجه است؛ ظرفیتهای تولید در بخشهای مختلف زنجیره فولاد همیشه متوازن و همزمان توسعه نیافتهاند. نتیجه آن، ایجاد گلوگاههایی است که در یک مقطع کمبود آهن اسفنجی و در مقطعی دیگر کمبود شمش و مواد اولیه واحدهای نورد را رقم میزند.
در چنین شرایطی، تکمیل واحد فولادسازی مجتمع فولاد میانه با ظرفیت اسمی یک میلیون تن، میتواند فراتر از افتتاح یک پروژه صنعتی، به معنای ایجاد یک حلقه مهم در زنجیره تولید منطقه باشد؛ زنجیرهای که از آهن اسفنجی آغاز میشود، به فولادسازی و تولید شمش میرسد و در نهایت محصول نهایی آن یعنی میلگرد، به بازار عرضه میشود.
* زنجیرهای که باید به هم متصل شود*
فولاد آذربایجان سالهاست در بخش نورد و تولید محصولات فولادی، بهویژه میلگرد، فعالیت میکند. در سوی دیگر، مجتمع فولاد میانه دارای واحد احیای مستقیم است که آهن اسفنجی تولید میکند و این محصول، خوراک اصلی فرآیند فولادسازی به شمار میرود.بر اساس اطلاعات منتشرشده، واحد احیای مستقیم مجتمع میانه از سال 1396 وارد مدار تولید شده و ظرفیت اسمی آن 800 هزار تن آهن اسفنجی در سال است. این واحد با فناوری PERED فعالیت میکند و از جمله مزیتهای آن، قرار گرفتن در شمالغرب کشور و دسترسی مناسب به زیرساختهای حملونقل و انرژی عنوان شده است.اما حلقه بعدی این زنجیره، یعنی فولادسازی، همان حلقهای است که تکمیل آن میتواند معادله تولید را تغییر دهد.در فرآیند فولادسازی، آهن اسفنجی تولیدشده در واحد احیا وارد کوره قوس الکتریکی میشود و پس از ذوب و فرآوری، به فولاد مذاب و سپس شمش تبدیل میشود. شمش نیز خوراک واحد نورد است و در نهایت به محصولاتی مانند میلگرد تبدیل میشود.به این ترتیب، تکمیل فولادسازی میانه میتواند ارتباط میان آهن اسفنجی، شمش و میلگرد را در یک زنجیره بههمپیوسته تقویت کند.
*از تأمین شمش تا تولید درونزنجیرهای*
یکی از مهمترین مزیتهای تکمیل این پروژه را باید در کاهش گلوگاههای تأمین مواد اولیه جستوجو کرد.واحدهای نورد برای تولید میلگرد به شمش نیاز دارند. بنابراین هرگونه اختلال در تأمین شمش، چه ناشی از محدودیت عرضه و چه ناشی از نوسان قیمت و هزینه حمل، میتواند مستقیماً بر استمرار تولید واحد نورد اثر بگذارد.در نقطه مقابل، وجود یک واحد فولادسازی در مجاورت واحد نورد، این امکان را ایجاد میکند که بخش مهمی از فرآیند تولید در یک زنجیره نزدیک و هماهنگ انجام شود.این همان نقطهای است که اهمیت پروژه واحد فولادسازی میانه را از یک پروژه صرفاً توسعهای فراتر میبرد.موضوع فقط افزایش ظرفیت تولید فولاد نیست؛ موضوع، کاهش فاصله میان حلقههای زنجیره است.
*آهن اسفنجی؛ حلقهای که تقاضای آن محدود به یک کارخانه نیست*
از سوی دیگر، آهن اسفنجی فقط برای یک مجموعه فولادی اهمیت ندارد.واحدهای فولادسازی مبتنی بر کوره قوس الکتریکی، برای تولید فولاد مذاب به مواد اولیه آهندار نیاز دارند و آهن اسفنجی یکی از مهمترین خوراکهای این فرآیند در ایران است.بنابراین توسعه ظرفیت آهن اسفنجی در منطقه، در صورت همراه شدن با ظرفیت فولادسازی و زیرساخت مناسب، میتواند به تقویت اکوسیستم فولاد در شمالغرب کشور کمک کند.در واقع، هرچه حلقههای زنجیره به یکدیگر نزدیکتر شوند، هزینههای لجستیکی و ریسک تأمین نیز میتواند کاهش پیدا کند و ارزش افزوده بیشتری در منطقه ایجاد شود.بنابراین، مجتمع میانه فقط یک واحد تولیدی نیست؛ بلکه میتواند به یک گره زنجیرهای میان بخش احیا، فولادسازی و نورد تبدیل شود.
*پروژهای که از «ظرفیت» مهمتر، «توازن» ایجاد میکند*
در صنعت فولاد، ظرفیت اسمی بهتنهایی معیار کافی برای سنجش اثر اقتصادی یک پروژه نیست.ممکن است یک کشور یا منطقه ظرفیت بالایی در یک حلقه از زنجیره داشته باشد، اما اگر حلقه بعدی متناسب با آن توسعه پیدا نکرده باشد، بخشی از ظرفیت موجود عملاً با محدودیت مواجه میشود. به همین دلیل، تکمیل فولادسازی میانه را باید از منظر توازن زنجیره مورد توجه قرار داد.رئیس هیأت عامل ایمیدرو نیز پیشتر درباره توسعه فولاد در میانه بر ضرورت توسعه زنجیره و خروج مجموعههای فولادی منطقه از تولید تکمحصولی تأکید کرده بود.این رویکرد، نشان میدهد مسئله توسعه فولاد میانه فقط افزایش تولید یک محصول نیست؛ بلکه هدف، ایجاد زنجیرهای متوازنتر و اقتصادیتر است.
*نقش مدیریت مجتمع فولاد آذربایجان در پروژههای توسعهای*
در این میان، نقش مدیریت مجتمع فولاد آذربایجان را نیز میتوان در چارچوب همین رویکرد توسعهای مورد توجه قرار داد.وی از دیماه 1402 در جایگاه مدیریت مجتمع فولاد قائنات و مدیر بهرهبرداری مجتمع فولاد میانه فعالیت کرده و در خرداد 1404 به مدیرعاملی فولاد آذربایجان و سرپرستی مجتمع فولاد میانه منصوب شد.در چنین ساختاری، رویکرد مدیریت مجموعه را میتوان نه صرفاً در استمرار تولید جاری، بلکه در پیشبرد پروژههای توسعهای و تلاش برای تکمیل زنجیره ارزش ارزیابی کرد. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که توسعه صنعتی زمانی اثرگذارتر خواهد بود که میان تولید روزمره و سرمایهگذاری برای آینده، توازن برقرار شود.
*فولادسازی؛ یک حلقه برای چند مسئله*
با بهرهبرداری از واحد فولادسازی، یک مزیت مهم دیگر نیز شکل میگیرد: تبدیل آهن اسفنجی به محصولی با ارزش افزوده بالاتر در داخل مجموعه.در واقع، اگر آهن اسفنجی را ابتدای فرآیند فولادسازی و میلگرد را محصول نهایی زنجیره در نظر بگیریم، راهاندازی فولادسازی میتواند فاصله میان این دو نقطه را کوتاهتر کند.آهن اسفنجی → فولاد مذاب → شمش → میلگرداین زنجیره ساده، پشتوانه یک مفهوم بزرگتر اقتصادی است: افزایش ارزش افزوده در داخل زنجیره تولید.هرچه مواد اولیه با فرآوری بیشتر به محصول نهایی نزدیک شوند، ارزش اقتصادی بیشتری در حلقههای پاییندستی ایجاد میشود و ظرفیت بیشتری برای توسعه صنعتی، اشتغال و فعالیتهای جانبی شکل میگیرد.
*یک پروژه با اثر فرا منطقهای*
اهمیت پروژه فولادسازی میانه را نمیتوان تنها با میزان تولید سالانه آن سنجید.راهاندازی یک واحد فولادسازی، به مجموعهای از خدمات، قطعات، تجهیزات، تعمیرات، حملونقل، نیروی انسانی متخصص و فعالیتهای پشتیبان نیاز دارد. بنابراین تکمیل پروژه میتواند اثرات خود را در زنجیرهای از کسبوکارهای پیرامونی نیز نشان دهد.از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی میانه و دسترسی آن به شبکه ریلی و جادهای، یکی از مزیتهایی است که برای توسعه فعالیتهای فولادی منطقه مورد اشاره قرار گرفته است. این مزیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که قرار باشد زنجیره فولاد منطقه توسعه پیدا کند و ارتباط میان تولیدکنندگان مواد اولیه، فولادسازان و واحدهای نورد تقویت شود.
*عبور از تولید تکمحصولی*
یکی از مهمترین تغییراتی که تکمیل زنجیره میتواند برای مجموعه ایجاد کند، فاصله گرفتن از الگوی تولید تکمحصولی است.تولید صرف میلگرد، مجموعه را بیش از پیش به تأمین شمش و شرایط بازار این محصول وابسته میکند؛ در حالی که حضور همزمان در حلقههای بالادستی، امکان مدیریت بهتر مواد اولیه، تولید شمش و برنامهریزی هماهنگتر برای نورد را فراهم میکند.از این رو ، فولادسازی میتواند نه فقط یک واحد جدید، بلکه ابزار افزایش انعطافپذیری زنجیره تولید فولاد آذربایجان و مجتمع میانه باشد.
*پایان یک پروژه؛ آغاز یک زنجیره*
بر اساس گزارش منتشرشده از روابط عمومی مجتمع فولاد میانه، نخستین ذوب آزمایشی واحد فولادسازی در اسفند 1403 با تولید بیش از 80 تن فولاد مذاب انجام شده و در همان زمان پیشرفت پروژه بیش از 85 درصد اعلام شده بود.این اتفاق از منظر فنی اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا نشان میداد پروژه از مرحله صرفاً ساختوساز عبور کرده و وارد مرحله آزمایش فرآیند فولادسازی شده است.اکنون اهمیت مرحله بعدی، تکمیل پروژه و رسیدن به تولید پایدار و اقتصادی است؛ مرحلهای که میتواند زنجیره موجود در میانه را از آهن اسفنجی تا شمش و سپس میلگرد به یکدیگر نزدیکتر کند. در چنین نگاهی، توسعه فولاد آذربایجان و مجتمع فولاد میانه را نباید دو پروژه جدا از هم دید. این دو، در کنار یکدیگر، ظرفیت شکلدهی به زنجیرهای را دارند که در آن مواد اولیه در یک حلقه، به فولاد خام تبدیل میشود و در حلقه بعدی به محصول نهایی میرسد.اگر پروژه واحد فولادسازی میانه به تولید پایدار برسد، ارزش اصلی آن فقط در اضافه شدن یک ظرفیت جدید به نقشه فولاد کشور نخواهد بود؛ ارزش واقعیتر، در تکمیل زنجیره، کاهش گلوگاههای تأمین، افزایش ارزش افزوده و تقویت اقتصاد صنعتی منطقه خواهد بود.در این میان، رویکرد توسعهمحور مدیریت فولاد آذربایجان و پیگیری طرحهای توسعهای، از جمله در دوره مدیریت هادی عبدی، میتواند این مجموعه را از یک تولیدکننده محصول نهایی به مجموعهای با زنجیره ارزش کاملتر و ظرفیت بالاتر برای خلق ارزش افزوده نزدیک کند.
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد





















































































