سومین نشست از سلسله نشستهای «نظام نوین تأمیناجتماعی، چیستی، چرایی و چگونگی» با حضور «مهدی کرباسیان» مدیرعامل اسبق سازمان تأمین اجتماعی، رئیس موسسه کار و تأمیناجتماعی، سرپرست موسسه عالی پژوهش تأمیناجتماعی، معاون درمان سازمان تأمین اجتماعی و جمعی از مدیران و کارشناسان سازمانی و برونسازمانی و پژوهشگران و اندیشمندان حوزه تأمین اجتماعی برگزار شد.
تأمیناجتماعی سازمان نیست، آینده کشور است
تأمیناجتماعی سازمان نیست، آینده کشور است
به گزارش دیوان اقتصاد، کرباسیان در این نشست ضمن برشمردن ریشههای ناترازی مالی سازمان تصریح کرد که تأمیناجتماعی سازمان نیست، بلکه آینده کشور است.
وی در ادامه، عوامل ایجاد ناترازی در تأمیناجتماعی را طی سالیان فعالیت این نهاد شرح داد.
کرباسیان گفت: هنگامی که مسئولیت مدیریت سازمان را برعهده گرفتم دو مشکل اساسی وجود داشت؛ نخست اینکه مسئولان، شناختی از سازمان تأمیناجتماعی نداشتند و آن را با نهادهای حمایتی اشتباه میگرفتند.
او همچنین با یادآوری دوران گذشته و حمایتهای صورت گرفته از تأمیناجتماعی، افزود: اگر بخواهیم مشکلات سازمان برطرف شود، مبنای آن این است که حاکمیت کشور باید از تأمیناجتماعی حمایت ویژه داشته باشد و این موضوع را لمس کند که تأمیناجتماعی سازمان نیست، بلکه آینده کشور است.
مدیرعامل اسبق سازمان تأمین اجتماعی با بیان اینکه ناترازی سازمان یکباره ایجاد نشده، اعلام کرد: نخستین ناترازی زمانی ایجاد شد که قانون جرایم تأمیناجتماعی لغو شد. طی سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ که قانون جرایم لغو شده بود، تنها ابزار ما برای دریافت حقبیمه، عدم تمدید دفترچههای درمان بود که از الصاق مهر در دفترچهها خوددادی میکردیم و این مسئله نارضایتی کارگران را به دنبال داشت.
کرباسیان اضافه کرد: برای لغو این قانون دوندگیهای زیادی انجام دادیم و توانستیم نظر موافقهای شورای نگهبان را نیز جلب کنیم.
وی افزود: ناترازی دوم ناشی از عدم پرداختهای منظم دولت بابت سهم ۳ درصد حقبیمه است که در سالیان گذشته پرداخت این مطالبات منجر به شکلگیری شستا شد.
او بازنشستگی پیش از موعد و مشاغل سخت و زیانآور را نیز از عوامل دیگر ناترازی برشمرد.
مدیرعامل اسبق سازمان تأمیناجتماعی گفت: چهارمین ناترازی نیز ناشی از کاهش درآمد سازمان بر مبنای حقبیمهها است. حقبیمه مبنای اصلی درآمد تأمیناجتماعی است که بر مبنای حقوق و دستمزد کارگران حاصل میشود. اما در بسیاری از موارد شاهد تصویب حقوق و دستمزد پایینتر از تورم بودیم و حتی میتوان گفت، تورم ۴۰ درصد افزایش مییافت اما دستمزد ۲۰ درصد اضافه میشد.
کرباسیان اعلام کرد: یکی از بزرگترین مشکلات سازمان این است که طی سالیان از مسیر سهجانبهگرایی در اتخاذ تصمیمها خارج و قدرت تصمیمگیری دولت افزایش یافت. برهم خوردن نظم سهجانبهگرایی لطمه بزرگی برای سازمان بود. دستورات متعددی در حوزه بیمه صادر میشود که منابع سازمان را دچار ناترازی میکند.او افزود: برهم خوردن این سهجانبهگرایی سبب شده تا وزارت بهداشت که همواره روابط مثبتی با این نهاد داشتیم، تصمیمگیریهایی را بدون توجه به بار مالی سازمان اتخاذ کند.
کرباسیان عدم اصلاح پارامتریک را هم از دیگر دلایل ایجاد ناترازی برشمرد و گفت: در اوایل انقلاب امید به زندگی زنان ۶۰ سال و مردان ۵۷ سال بود؛ اما اکنون این میزان به ۷۹ سال و ۷۶ سال افزایش یافته است. این به معنای آن است که پرداخت مستمریها حدود ۲۰ سال افزایش یافته است. حال اینکه قوانین دارای بار مالی دیگری از جمله مستمری زنان مطلقه و غیره هم وجود دارد.
وی ادامه داد: در عین حال با رخدادهایی مانند گرانی افسارگسیخته نیز مواجه هستیم که سبب تضعیف بنیه مالی سازمان شده و انجام اصلاحات پارامتریک را ضروری میکند.
مدیرعامل اسبق سازمان تأمیناجتماعی اضافه کرد: اکنون متوسط سن بازنشستگان سازمان ۵۰ سال است که مسأله مهم دیگری است و نشان میدهد که درآمد سازمان افت پیدا میکند.
وی همچنین افتوخیزهای مالکیت بانک رفاه را در سازمان از دیگر عوامل ناترازی بیان کرد و گفت: اوایل انقلاب بانک رفاه را ملی اعلام کردند و با دوندگیهایی که کردیم موفق شدیم بانک را پس بگیریم. طی یکی دو سال اخیر این اتفاق باز هم رخ داد و اینبار هم مدیران سازمان موفق شدند بانک را پس بگیرند. اما باید توجه داشت که بانک رفاه ابزار ما در مسائل اقتصادی بود.
کرباسیان در پایان با ارائه دو راهکار برای خروج تأمیناجتماعی از ناترازی مالی و بحران، تاکید کرد: نخست اینکه حاکمیت باید بپذیرد که تأمیناجتماعی و صندوقهای بازنشستگی دچار چالش اساسی شدهاند و دوم بحث سه لایه شدن نظام تأمیناجتماعی است. این طرح در کشورهای اروپایی به اجرا درآمده و مراحل موفقی را طی کرده است.
صندوق پایدار؛ جامعه پایدارابراهیم صادقیفر، رئیس موسسه کار و تأمیناجتماعی نیز در ادامه این نشست، مسائل و مشکلات تأمیناجتماعی را از نگاه علمی بررسی کرد.
او با طرح این مسأله که تأمیناجتماعی نتوانست انعطافپذیر باشد و ورودیهای جدید را جذب کند، راهکارهای مقتضی برای ایجاد انعطاف و رفع ناترازی مالی تأمیناجتماعی را شرح داد.
صادقیفر با اعلام اینکه اکنون شاخص پشتیبانی تأمیناجتماعی 3.8 نفر شده، مسائل حوزه تأمیناجتماعی را در 10 محور شناسایی کرد.
وی گفت: نخستین محور مربوط به جمعیت است. برای اینکه پاسخگوی ناترازی باشیم باید به مجموعه مسائلی مرتبط با جمعیت فکر کنیم که یکی از موارد آن مربوط به سالمندی است. در همین حوزه بخشی از مسائل محصول بازار کار، قواعد بیمه، تعهد و حکمرانی است که از عوامل اصلی ناترازی به شمار میرود.
صادقیفر ادامه داد: محور دوم، منطق اقتصادی صندوقها است. در این حوزه باید دید صندوق چگونه کار میکند و عواملی مانند تعداد بیمهپردازان، سطح دستمزد، حقبیمه و اشتغال رسمی، تعهدات دولت و بازده سرمایهگذاری به چه نحو است.
وی سومین محور را با عنوان «شواهد» مطرح کرد و گفت: اکنون بیمه تأمیناجتماعی در سطح کشور 70 درصد جمعیت را پوشش میدهد. بیمهشدگان فعال 18.3 میلیون نفر و مستمریبگیران 7.8 میلیون نفر است. نسبت پشتیبانی نیز 1 نفر به 3.5 نفر محاسبه میشود.
رئیس موسسه کار و تأمیناجتماعی اعلام کرد: چهارمین محور «ریشهیابی» مسائل است که باید دید چرا به اینجا رسیدهایم. در پاسخ باید گفت 5 حلقه ناترازی شکل گرفته است که مسائلی مانند سالمندی، امید به زندگی، دوره طولانی مستمری، بازار کار و اشتغال غیررسمی، بیثباتی دستمزد و بهرهوری و قواعد بیمهای را دربر دارد.
او پنجمین محور را «لایه اجتماعی مسأله» بیان کرد که در این حوزه صاحبان اصلی صندوق باید بررسی شوند و معلوم شود که صندوق برای نسل شاغل امروز مستمریبگیر امروز و نسل آینده است. صندوق بدون اعتماد و مشارکت پایدار شکل نمیگیرد و باید بنگاهمحور باشد؛ زیرا باید درآمدی وجود داشته باشد تا امکان ایفای تعهدات سازمان فراهم شود.
صادقیفر ششمین محور را «تغییر زاویه دید» برشمرد که در این حوزه باید صندوق به نظام تأمیناجتماعی تغییر دید پیدا کند و اصلاح صندوقها انجام شود.
وی در این زمینه افزود: بخش حمایت اجتماعی بسیار مهم است و سازوکارهای مکمل باید وجود داشته باشد. از جمله اینکه عدالت بیننسلی در لایه حمایتی ایجاد شود.
رئیس موسسه کار و تأمیناجتماعی هفتمین محور را «از آسیبشناسی به اصلاحات» برشمرد و گفت: اصلاح پایدار صندوقها نیازمند چهار اصل است که عبارتند از: اصلاحات پارامتریک، حکمرانی، ساختاری و اصلاح رابطه بیمه و سیاست اجتماعی.
او در ادامه بیان کرد: در این حوزه «آینده صندوقها» مطرح است که در سه سناریو قابل بررسی است؛ مسیر نخست، ادامه وضع موجود. مسیر دوم، اصلاحات محدود و عمدتا پارامتریک و مسیر سوم، اصلاح جامع و مرحلهبندی شده است. در مسیر سوم، اصلاحات مالی و پارامتریک در کنار اصلاحات ساختاری حکمرانی و اجتماعی نقش موثری دارد.
صادقیفر نهمین محور را «اقدامات اولویتدار» برشمرد و افزود: سه اقدام اولویت دار وجود دارد که نخست، مربوط به ارائه تصویر واحد و قابل اتکا است. اولویت دوم، ارائه سناریویهای بلندمدت و اولویت سوم نیز پایش مستمر اصلاحات است.
وی در پایان جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: صندوق پایدار به معنای جامعه پایدار است.
آمادگی تأمیناجتماعی برای آیندهحسین مشیری، سرپرست موسسه عالی پژوهش تأمیناجتماعی نیز در این نشست در زمینه آسیبشناسی صندوقهای بیمهای با طرح این مبحث که سازمان تأمیناجتماعی تا چه حد برای آینده آمادگی دارد، گفت: باید دید که تأمیناجتماعی تا چه حد با واقعیت زندگی مردم انطباق دارد. زمان درحال تحول است و تأمیناجتماعی باید تحول ایجاد کند.
وی با ارائه 10 چالش حوزه تأمیناجتماعی افزود: چالش نخست، سالمندی جمعیت است و اکنون جمعیت کشور به سمت سالمندی پیش میرود و در آیندهای نزدیک بار هزینههای سازمان افزایش خواهد یافت.
مشیری ادامه داد: چالش دوم بحث رابطه سنتی و کارفرما است که امروزه این رابطه درحال تغییر است و باید دید تأمیناجتماعی چگونه میتواند حمایت اجتماعی را از یک شغل خاص جدا و به خود انسان متصل کند.
او سومین چالش را مربوط به چرخه زندگی و ریسکهای اجتماعی دانست که باید بررسی شود تا چگونه در حرکت است. همچنین چهارمین چالش را مربوط به گروه جوانان بیان کرد که ضرورت سرمایهگذاری در این حوزه وجود دارد.
سرپرست موسسه عالی پژوهش تأمیناجتماعی با اشاره به انقلاب فناوری بهعنوان پنجمین چالش تأمیناجتماعی، گفت: انقلاب فناوری فرصت بزرگ یا تهدید جدی بهشمار میرود و آینده دیجیتال بدون حکمرانی داده ممکن نیست.
مشیری ششمین چالش را انتظارات مردم از تأمیناجتماعی بهعنوان یک قرارداد اجتماعی برشمرد و چالش هفتم را با موضوع «نابرابری تهدیدی برای همبستگی اجتماعی» شرح داد.
به گفته او، چالش هشتم در حوزه بحرانها و شوکهای اقتصادی در دنیا است که غیرقابل پیشبینی شده است. همچنین چالش نهم مربوط به تغییرات اقلیمی است که صرفا یک مسئله محیط زیستی محسوب نمیشود.
سرپرست موسسه عالی پژوهش تأمیناجتماعی چالش دهم را با عنوان «پایداری مالی، شرط لازم برای همه آرزوهای آینده» برشمرد و در یک جمعبندی، اعلام کرد: سازمانهای بیمهای باید از نهادهای واکنشگر به آیندهنگر تغییر پیدا کند. تغییر نه به معنای دگرگونی در یک موضوع، بلکه تغییر همه مسائل مهم است. درعینحال، تأمیناجتماعی باید دادهمحور باشد؛ اما انسانی باقی بماند. طی این روند، این سوال مطرح میشود که آیا ما باید منتظر آینده باشیم یا آینده به سراغ ما میآید.
مشیری با طرح این پرسش که آیا ما باید منتظر آینده باشیم یا آینده به سراغ ما میآید، آیندهنگری و ارائه راهبردهای منطقی تأمیناجتماعی را در مواجهه با شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سایر ابعاد زندگی ضروری دانست.
سه بحران کشوردکتر محمدعلی همتی، معاون درمان سازمان تأمیناجتماعی نیز در جمعبندی این نشست، با اعلام اینکه اصلاحات پارامتریک باید آرامآرام و تدریجی انجام شود، گفت: اصلاحات پارامتریک طی سالهای اخیر در سازمان آغاز شده است.
وی افزود: درحال حاضر کشور با سه بحران آب، صندوقهای بیمهای و سالمندی مواجه است و سالمندی در دهه آینده بزرگترین بحران کشور خواهد بود.
معاون درمان سازمان تأمیناجتماعی ادامه داد: گفته میشود هزینههای سالمندی طی سالهای آینده 5 تا 7 برابر افزایش پیدا میکند و در این صورت چالش جدی ایجاد خواهد شد.
همتی اضافه کرد: معتقدم چالش صندوقهای تأمیناجتماعی تداوم خواهد داشت؛ زیرا صندوقها تا زمانی که جوان هستند، به فعالیت خود بدون مشکل ادامه میدهند اما با گذشت زمان و پیر شدن سن صندوقها مشکلات آنها پدیدار میشود.
او تأکید کرد: اساساً نظامهای بیمهای که بر دو اصل DB و DC متمرکز است، نمیتواند بدون مشکل باشد.
گفتنی است سلسله «نظام نوین تأمیناجتماعی، چیستی، چرایی و چگونگی» توسط موسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی و با حضور مدیران و کارشناسان سازمانی و برونسازمانی و پژوهشگران و اندیشمندان حوزه تأمین اجتماعی برگزار میشود.
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد























































































