زیرساخت داده‌محور و معماری چابک، عامل تبدیل بانک به «زیست‌بوم مالی کشور»

مدیر ریسک بانک کارآفرین بیان کرد:

زیرساخت داده‌محور و معماری چابک، عامل تبدیل بانک به «زیست‌بوم مالی کشور»

حسین طلاکش نائینی مدیر ریسک بانک کارآفرین معتقد است: بانکی که بتواند زودتر از رقبا زیرساخت داده‌محور و معماری چابک ایجاد کند و خدمات مالی، اعتباری، بیمه‌ای و سرمایه‌گذاری را در قالب یک اکوسیستم یکپارچه دیجیتال ارائه دهد، در آینده نه‌تنها بانک خواهد ماند، بلکه به «زیست‌بوم مالی کشور» تبدیل می‌شود.

به گزارش دیوان اقتصاد، در فضای اقتصادی کشور با نوسانات کلان و چالش‌های ساختاری همراه است، مدیریت ریسک، زیربنای اصلی حفظ ثبات و دستیابی به رشد پایدار محسوب می‌شود. در این میان، بانک کارآفرین با نگاهی پیشرو، همواره تلاش کرده است تا مدیریت ریسک را نه صرفاً یک الزام نظارتی، بلکه به‌عنوان یک مزیت رقابتی کلیدی در استراتژی‌های خود بگنجاند. دکتر حسین طلاکش نائینی مدیر ریسک بانک کارآفرین در گفتگویی با نشریه پیام کارآفرین مهم‌ترین ریسک‌های کلیدی پیش‌روی بانک، بزرگ‌ترین فرصت استراتژیک برای ایستادن بانک در جایگاه رهبر و الهام بخش، ضرورت همگامی با موج تحول دیجیتال و… را برشمرده است که مشروح این گفت‌وگو در پی می‌آید.

نقش و اهمیت مدیریت ریسک در نظام بانکی چگونه است؟
مدیریت ریسک کارآمد در نظام بانکی نقش کلیدی در حفظ ثبات و پایداری بانک‌ها دارد و کمک می‌کند ریسک‌های اعتباری، نقدینگی، بازار و عملیاتی به‌موقع شناسایی و کنترل شوند. در صورت پایش و کنترل به‌موقع ریسک‌ها، بانک می‌تواند از ایجاد ناترازی نقدینگی و عدم تعادل دارایی – بدهی جلوگیری کند. گزارش‌ها و تحلیل‌های ریسک، می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری آگاهانه مدیران در اعطای تسهیلات و تخصیص منابع قرار گیرد. از سوی دیگر، مدیریت ریسک صحیح، از بروز زیان‌های سنگین و تهدید سپرده مشتریان جلوگیری می‌کند و اعتماد عمومی را تقویت می‌کند. در شرایط کنونی، وضعیت نامطلوب برخی از بانک‌های کشور که دارای کفایت سرمایه پایین و نسبت تسهیلات غیرجاری (NPL) بالا هستند ناشی از مدیریت ریسک ناکارآمد است. هدف اصلی بانک، مدیریت هوشمندانه ریسک در برابر بازده است و کنترل ناترازی‌ها از مسیر مدیریت ریسک، نقش مستقیمی در ثبات نظام بانکی و اقتصاد کشور ایفا می‌کند.

باتوجه‌به شرایط کنونی اقتصاد ایران، مهم‌ترین ریسک‌های کلیدی پیش‌روی بانک چیست و مدیریت ریسک و مطالعات اقتصادی چه اقداماتی برای آگاه‌سازی و مدیریت ریسک‌ها انجام داده است؟
در شرایط کنونی اقتصاد ایران، مهم‌ترین ریسک‌های پیش‌روی بانک شامل نوسانات شدید نرخ ارز، تورم و افزایش تنگنای اقتصادی برای آحاد جامعه است که به طبع آن می‌تواند سبب کاهش قدرت بازپرداخت تسهیلات شود. این عوامل در صورت عدم مدیریت به‌موقع و صحیح باعث افزایش ریسک اعتباری، ریسک نقدینگی و کاهش کیفیت دارایی‌های بانک می‌شود. در کنار این موارد، چالش‌های مربوط به تنظیم‌گری سیاست‌گذار پولی، ریسک‌های فناوری اطلاعات ناشی از توسعه سریع فین‌تک‌ها و حملات سایبری نیز اهمیت یافته‌اند. این مدیریت برای آگاه‌سازی و کنترل این ریسک‌ها، سامانه‌های پایش نقدینگی و مدل‌های اعتبارسنجی مبتنی بر داده را فعال کرده است و با در اختیار قراردادن داشبورد ریسک برای اعضای هیات مدیره، توانسته است یک نگاه کلی از وضعیت ریسک‌های اصلی در بانک را ترسیم کند.
همچنین باتوجه‌به گزارش‌های ادواری ارائه شده در کمیته‌های عالی ریسک و دارایی – بدهی (ALCO) که در آن وضعیت شاخص‌های ریسک‌های کلیدی مطرح می‌شود، موارد هشدار و تخطی از حدود اعلام می‌شود که می‌تواند امکان تصمیمات به‌موقع برای اعضای محترم هیات مدیره را فراهم آورد.

باتوجه‌به ویژگی‌های اقتصاد ایران، مطالعات اقتصادی چه نقشی در تحلیل شرایط محیط کلان و پیش‌بینی شاخص‌های اثرگذار بر عملکرد و تصمیم‌گیری‌های بانک دارد؟
مطالعات اقتصادی، بانکی و مالی از طریق پیش‌بینی و تحلیل متغیرهای کلان اقتصادی همچون نرخ ارز، سیکل‌های رکود و رونق تولید، نقدینگی، نرخ تورم، حجم سپرده‌ها و تسهیلات، سهم سپرده‌ها از شبکه بانکی و… می‌تواند در شکل‌دهی استراتژی‌های و برنامه‌ریزی بانک در مقاطع زمانی مختلف اثرگذار باشد. استفاده از مدل‌های داده‌محور و پیش‌بینی‌های بادقت مناسب، می‌تواند به بانک کمک کند تا در محیط پرنوسان اقتصاد کشور، تاب‌آوری بلندمدت خود را حفظ کند.
به‌عنوان نمونه، در پی بروز تنش نظامی خردادماه سال جاری، سلسله گزارش‌هایی در مدیریت ریسک و مطالعات اقتصادی تهیه شد که تحت سناریوهای مختلف، پیش‌بینی شاخص‌های اصلی همچون میزان سپرده‌ها و تسهیلات، نسبت تسهیلات غیرجاری و سهم سپرده بانک از سپرده‌های شبکه بانکی برای ماههای آتی برآورد شد.
در سطح بین‌المللی نیز تجربه JPMorgan یک نمونه روشن است که نشان می‌دهد ترکیب «تحلیل اقتصادی عمیق با مدیریت ریسک» چگونه می‌تواند موتور پیشرفت یک بانک شود. این بانک از سال ۲۰۰۸ بحران مالی را با اتکا به مدل‌سازی سناریوهای اقتصاد کلان، تحلیل شوک‌های نرخ بهره، استرس تست‌های سخت‌گیرانه و یک واحد Research بسیار قوی مدیریت کرد. همین ترکیب باعث شد که JPMorgan زیان کمتری نسبت به رقبا تجربه کند، قدرت ترازنامه خود را حفظ کند، و در سال‌های پس از بحران سهم بازار بانک‌های آسیب‌دیده را تصاحب کند.

به نظر شما بزرگ‌ترین ریسک استراتژیک که می‌تواند مانع تبدیل‌شدن بانک کارآفرین به‌عنوان پیشرو (رهبر) در شبکه بانکی و مالی در افق ۲۵سال آتی شود، چیست؟
در افق بلندمدت، یکی از مهم‌ترین موانع پیشرو شدن یک بانک، ناتوانی در همگام‌شدن با موج‌های تحول‌آفرین از جمله فین‌تک‌ها، پلتفرم‌های دیجیتال و هوش مصنوعی در مقطع زمانی کنونی است و مصادیق آن در آینده قطعاً متفاوت خواهد بود. این عقب‌ماندگی معمولاً زمانی تشدید می‌شود که بانک با کمبود نیروی انسانی متخصص مواجه باشد و نتواند مهارت‌های داده‌محور، معماری نوین فناوری و تحلیل الگوریتمی را در سطح سازمانی نهادینه کند. در چنین شرایطی، حتی بانک‌های بزرگ نیز در دام «قفل‌شدگی سازمانی» می‌افتند و تحول فناوری را تنها در سطح پروژه‌های محدود تجربه می‌کنند، نه در قالب یک تحول ساختاری و بلندمدت.
هم‌زمان، مقاومت فرهنگی و ساختاری در برابر تغییر مانع از آن می‌شود که بانک بتواند محصولات مالی نوآورانه و رقابتی طراحی کند، محصولاتی که برای جذب نسل‌های جدید مشتری و حضور مؤثر در اکوسیستم‌های دیجیتال حیاتی هستند. تجربه بین‌المللی در بانک‌های پیشرو نشان می‌دهد که مزیت رقابتی پایدار در دوره‌های طولانی، نه سرمایه فیزیکی بلکه «ظرفیت یادگیری و انطباق سازمانی» است. بانک‌هایی که چنین چرخه‌ای را فعال نگه ندارند، حتی اگر امروز در موقعیت قوی باشند، در افق ۲۵ساله پیش‌رو نمی‌توانند نقش پیشرو را داشته باشند و حتی ممکن است به انحلال یا ادغام آنها ختم شود.

از نظر شما بزرگ‌ترین فرصت استراتژیک برای تبدیل‌شدن یک بانک به رهبر صنعت در افق ۲۵ساله، باتوجه‌به شرایط اقتصاد ایران چیست؟
حرکت از بانکداری صرفاً تسهیلات محور به سمت ایجاد یک پلتفرم مالی مبتنی بر داده به‌عنوان یک فرصت، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. در سال‌های آینده، تمایلات افراد برای استفاده از ابزارهای دیجیتال بیشتر می‌شود، حجم تراکنش‌های خرد و کلان الکترونیکی رشد می‌کند و این ابزارها در بخش‌هایی مثل پرداخت، اعتبارسنجی و سرمایه‌گذاری نقش پررنگ‌تری می‌گیرند. بانکی که بتواند از این داده‌های وسیع به‌صورت ساختارمند استفاده کند و خدمات را به‌صورت یک «اکوسیستم مالی یکپارچه» ارائه دهد، قادر است هم سهم بازار را افزایش دهد و هم نقش رهبری را در صنعت تثبیت کند.
بانکی که بتواند زودتر از رقبا زیرساخت داده‌محور و معماری چابک ایجاد کند و خدمات مالی، اعتباری، بیمه‌ای و سرمایه‌گذاری را در قالب یک اکوسیستم یکپارچه دیجیتال ارائه دهد، در آینده نه‌تنها بانک خواهد ماند، بلکه به «زیست‌بوم مالی کشور» تبدیل می‌شود. این فرصت در اقتصاد ایران به دلیل فقدان بازیگران بزرگ BigTech و بسته‌بودن نسبی مرزهای رقابت خارجی، پتانسیل منحصربه‌فردی برای بانک‌های داخلی ایجاد کرده است.




ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد
.
.
.
.