ایران به عنوان یکی از بزرگترین دارندگان منابع گاز، باید نقشی اساسی نیز در بازار جهانی گاز بازی کند. اما به هیچ وجه جایگاه مناسبی در جایگاه گازی جهان ندارد. مصرف روز افزون گاز و عدم توانایی در بازاریابی باعث شده است که ایران فرصت های خود را در بازار گاز روز به روز، یکی پس از دیگری از دست بدهد.
"تاپی" بازار را از چنگ ایران درآورد
"تاپی" بازار را از چنگ ایران درآورد

به گزارش دیوان اقتصاد، اظهارات کارشناسان شرکت ملی نفت ایران نشان می دهد، مخازن گازی ایران تا سال ۱۶۰۰ می توانند قابل بهره برداری باشند. کشور ما به عنوان منطقه ای که ذخایر گاز بالایی دارد و با بیش از 30 هزار کیلومتر خط لوله پرفشار و با سایز بالا در سراسر کشور و نیروی انسانی کار آمد، ظرفیت کافی برای تبدیل شدن به هاب منطقه را دارد اما رتبه کشور در تجارت گاز بسیار پایین و در صادرات با فرض قدر مطلق ورود و خروج گاز از مرز های کشور، عملا ما صادرات ناچیزی داریم.
در سال 92 سهم ایران از تجارت جهانی گاز کمتر از 2 درصد بود و مقرر شده بود در راستای رسیدن به اهداف چشم انداز 1404 به منظور رسیدن سهم تجارت گازی ایران به 10 درصد، در طول دولت یازدهم شاهد افزایش سهم ایران از تجارت جهانی گاز باشیم. اما با وجود اینکه در سال 92 ایران تنها به ترکیه صادرات گاز داشت و درصد کمی از تبادل گازی با ارمنستان و نخجوان در قالب سوآپ گاز و برق داشتیم، امروز پس از 4 سال همچنان مشتریان گاز ایران همین کشورها هستند و قراردادها و تفاهم نامه هایی که با کشورهای عراق، عمان و پاکستان داریم، هیچ کدام در طول 4 سال فعالیت دولت یازدهم به مرحله اجرا نرسیده اند.
یکی از راهکار های اصلی دولت برای توسعه صادرات گاز احداث خط لوله صلح بوده است. خط لوله ای که قرار بود گاز را از ایران به ترکمنستان برساند.
داستان این خط لوله به سال 1999 باز می گردد. زمانی که قرار شد ایران خط لوله ای به طول 2700 کیلومتر به هند بکشد تا با آن گاز خود را از مسیر پاکستان به این کشور ارسال کند.بر اساس این قرار مبنا بر این گذاشته شد تا 1100 کیلومتر از این خط در ایران، 780 کیلومتر در پاکستان و الباقی یعنی 600 کیلومتر هم در هند احداث شود.
طرفین قرار گذاشتند هر روز 150 میلیون متر مکعب گاز ایران را به هند برسانند و البته پاکستان 60 میلیون متر مکعب از این گاز را برای مصارف خود بردارد. در حقیقت سهم هندوستان از خط لوله صلح روزی 90 میلیون متر مکعب بود. همان روزها بسیاری از کارشناسان گفتند هزینه این طرح 7 میلیارد دلار است و نه 4.5 میلیارد دلاری که در حساب و کتاب اولیه اعلام شده است.
سال 2002 کلنگ ها و بیل ها به کار افتادند. قرار بود تا سال 2014 این خط لوله تکمیل شود. اما باز هم سایه سنگین سیاست روی منطقه افتاد.
مسله این بود که آمریکا هرگز حاضر نبود این پروژه به سرانجام برسد و شرق ایران تحت تاثیر مبادلات تجاری گازی کشور ما قرار بگیرد.
از سوی دیگر این خط لوله می توانست همانطور که مسما به اسم صلح شده و به آی پی آی معروف شده بود، تنش های قدیمی بین هند و پاکستان را برطرف کند و از این لحاظ نیز برگ برنده ای برای توجیه مولفه های سیاسی ایران در منطقه باشد.
این کار امتیازات فراوانی برای ایران داشت. اما همانطور که انتظار می رفت هند به تاثیر از فشار های آمریکا و همچنین چشم تنگی سعودی ها و دست دست کردن ایران و پاکستان خیلی راحت خود را کنار کشید.
از آن سو پاکستان هم دست های خالی خود را نشان داد و از ایران و روسیه و چین خواست تا در تامین هزینه های مربوط به خود این پروژه را به پیش ببرند. طبیعی بود که ایران زیر بار چنین خواسته ای نرود. چون پاکستان 500 میلیون دلار وام می خواست و زنگنه وزیر نفت هم اظهار وجود و تایید تمام قد هندوستان را برای دومین مصرف کننده گاز این خط طلب می کرد.
در این میان باید بدانیم بر پایه اطلاعات منتشر شده، پاکستان گاز مورد نیاز خود را از قطر ۳۵ درصد گران تر از گاز ایران خریداری می کند و بنابراین، گفته پاکستانی ها که ما پولی برای ساخت خط لوله واردات گاز از ایران نداریم کمی غیرقابل باور است.
به هر رو این پروژه در خلال زمان، معطل ماند ماند تا زمزمه جایگزینی خط لوله ای گازی به نام "تاپی" مطرح شد.نامی که برگرفته از حرف اول اسامی کشور هایی شامل ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هندوستان بود. این خط لوله به رغم آن که احساس خطر را در میان مسئولان نفتی کشور ما برانگیخته بود اما عملا فقط با واکنش های مقطعی آنها رو به رو می شد که خط لوله تاپی به سرانجام نخواهد رسید. این را در پاسخ صریح حمیدرضا عراقی معاون وزیر نفت در امور گاز هم می توان مشاهده کرد که گفت نتایج تمامی مطالعات نشان می دهد، ساخت خط لوله تاپی اقتصادی نیست.
عراقی حتی تاکید کرد که هزینه ساخت این خط لوله انتقال گاز طبیعی حدود ۲۵ میلیارد دلار برآورد می شود که رقم بسیار بالایی است. اما به رغم این اظهار نظرها در حالی که مسئولین کشور ما در انفعال کامل به سر می بردند و به این خیال نشسته بودند که تاپی پیشرفت نمی کند، سرانجام احداث این خط لوله با حضور سران کشورهای پاکستان، افغانستان و ترکمنستان و هند، آغاز شد.
اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان، قربانقلی بردی محمدف، رئیس جمهوری ترکمنستان، شهید خاقان عباسی، نخست وزیر پاکستان، و ام جی اکبر، وزیر امور خارجه هند، از مسئولان حاضر در این مراسم بودند.
اظهارات جان کمال وزیر نفت پاکستان هم قابل توجه است که پیش از این گفته بود کشورش قرار نیست تاپی را جایگزین خط لوله صلح کند. در ظاهر امر هم نیازهای گازی پاکستان بالاتر از آن چیزی است که فعلا اعلام میشود. اما واقعیت این است که در حال حاضر خط لوله تاپی عملا دارد جای خالی گاز ایران در جغرافیای انرژی منطقه شرق و شبه قاره هند را بازی می کند.
آری ایران روز به روز فرصت های خود را در بازار های بین المللی از دست می دهد و گاز نیز قربانی سیاست های نادرست موجود در کشور شده است.
در همین راستا هدایت الله خادمی عضو کمیسیون انرژی مجلس در گفت و گو با خبرنگار ما با تاکید بر این که در کشور ما انگیزه ای برای توسعه وجود ندارد گفت: دنیای امروز، دنیای رقابت های اقتصادی است و اگر خلاقیت نداشته باشیم نمی توانیم در آن موفق باشیم.
وی در ادامه گفت: ایران دارای منابع غنی نفت و گاز و منابع خدادادی است، منابعی که هیچ زحمتی برای به دست آوردنشان نکشیده ایم و با توجه به سیاست های موجود، آنها را به صورت خام و بدون کوچک ترین تغییری می فروشیم تا تمام شوند.
نماینده ایذه و باغملک ادامه داد: در کشور ما نه تنها توانایی بازاریابی و توسعه صادرات وجود ندارد، بلکه میلی نیز برای این کار وجود ندارد، چرا که مسئولین تنها به فکر اینده اقتصادی خود هستند و هیچ میلی برای توسعه کشور ندارند.
وی افزود: این بی انگیزگی در کنار عدم روشنگری و مقابله با فساد اقتصادی مسئولین، باعث شده است که ما در سال های اخیر پیشرفتی در کشور نداشته باشیم.
خادمی ادامه داد: طبق قرارداد های موجود برای خط لوله صلح، اگر ایران خطو لوله را تا نقطه صفر مرزی می رساند، پاکستان وظیفه داشت که خط لوله را به خط لوله اصلی وصل کند و اگر هم تاخیر داشت باید پول حد اکثر ظرفیت گاز انتقالی ایران از این خط لوله را پرداخت می کرد. اما خط لوله تا نزدیکی این نقطه رفت و باز ماند.
این عضو کمیسیون مجلس اظهار کرد: از آنجایی که نظارت و برخوردی وجود ندارد و مسئولین با سلیقه خود عمل می کنند، چنین طرح هایی با شکست رو به رو می شوند. چرا که شیوه مدیریت در ایران به 200 سال قبل باز میگردد.
وی همچنین با اشاره به این مطلب که فساد اقتصادی مانند موریانه به جان مسئولین کشور افتاده است، گفت: تا زمانی که انگیزه ای برای توسعه ایجاد نشود ایران همچنان این بازار ها را به رقبای خود خواهد باخت.
خادمی در ادامه گفت: همه ما می دانیم که چه مشکلاتی در کشور وجود دارد با این حال هیچ تلاشی برای مقابله با آن ها نمی کنیم. چرا که مسئولین درگیر کار هایی هستند که برای شخصشان صرفه اقتصادی دارد و به فکر توسعه کشور نیستند.
از این رو می توان این گونه برداشت کرد که کشور ما از آنجایی بازی گازی را به تاپی باخته است که چهار کشور با انگیزه تمام برای توسعه کار می کنند و ایران همچنان در انفعال و بی توجهی مسئولین غرق شده است. فساد اقتصادی و نبود اندیشه های آینده نگر و توسعه محور در سیاست های کشور باعث شده است ایران نتواند نقشی شایسته خود در بازار گازی جهان پیدا کند.
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
کانال تلگرام دیوان اقتصاد صفحه اینستاگرام دیوان اقتصاد























































































